تبليغاتX
مبارزه با صهیونیسم
نهضت مبارزه با صهیونیست ها
حوزوی ها، تشکل های دانشجویی، شخصیتهای کشورمان که دارای اعتبار بین المللی هستند و تشکلهای غیردولتی ایرانی چرا در این وقایع اخیر یمن سکوت کرده اند؟ چرا رسانه ملی با اغماض از کنار این موضوع می گذرد؟ چرا رسانه های نوشتاری و سایبر ما به این فضای سکوت کمک می کنند؟ و صدها چرای دیگر وجود دراد که نشان می دهد آنگونه که باید در این حادثه اخیر خوب عمل نکرده ایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت   توسط رمضاني  | 

تاريخچه و پيشينه هاليوود:

وقتي که سينما در سال 1890 اختراع شد، بسياري آن را جدي نگرفتند. در آغاز، سينما کاملاً تفنني تلقي مي شد. در سالهاي 1916 و 1917 با ورود برخي از سينماگران حرفه اي و با ساخت فيلم هاي جذاب اين هنر رونق گرفت. ساخت استوديوهاي شش گانه آمريکايي در دهه 1920م، هاليوود را در حومه شهر لوس آنجلس تشکيل دادند و تا 30 سال بعد از آن هاليوود حاکم مطلق اين هنر بود. صاحبان اين کمپاني ها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند. اين عده شامل برادران وارنر، ساموئل گلدن، لويي ماير، کارل لمله، ادولف زوکر و ويليام فاکس مي شدند. آنها از هر چيزي براي موفقيت فيلمهايشان استفاده مي کردند. استفاده ابزاري از زنان، سيستم ستاره سازي، طرح و ساخت موضوعات غير اخلاقي، خشونت، اسطوره سازي، ترويج خرافات و جادو و از اين قبيل جزء برنامه هاي اصلي هاليوود بود. سياستمداران آمريکا براي اينکه مديريت افکار عمومي را بدست گيرند، از اين صنعت خوب استفاده کردند. براي صاحبان قدرت و سرمايه در آمريکا اين امر اثبات شده است که نمي توان بدون مديريت افکار عمومي بر جهان سلطه پيدا کرد، افکار عمومي در داخل و خارج کشور باري پيش برد اهداف بسيار مهم است تا زمينه رواني مناسبي فراهم نباشد، استراتژي ها و اقدامات پيش نخواهد رفت. آمريکا و غرب از اين صنعت براي تحقق اهداف و منافع خود در جهان بويژه جهان اسلام به خوبي استفاده کرده است. در همين راستا در دهه اخير جهان استکبار با توجه به ابزارها و اهرم هاي تبليغاتي که در اختيار دارد، به يک تهاجم گسترده فرهنگي عليه دنياي اسلامي دست زده است. شيوه ها و ابزارهاي آمريکا و غرب براي اسلام زدايي و اسلام ستيزي بسيار متنوع است.

امروزه قدرت پيام از مهم ترين عوامل اقتدار اجتماعي کشورها محسوب مي شود. کسي که رسانه را در اختيار داشته باشد و خوب مديريت و هدايت نمايد، مي تواند نقش کنترل اجتماع را به آسان و سريع در جامعه ايفا نمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد، ايالات متحده آمريکاست." آمريکا هرگاه که عزم جنگي مي کند يا مي خواهد يکي از استراتژي هاي کلان خود را به اجرا درآورد، از هاليوود کمک مي گيرد. در چنين مواقعي زبان هنر و رسانه اي آمريکا به گونه اي مصلحتي ارزشي مي شود، يعني قائل به تفکيک حق و باطل يا خير و شر مي گردند. در چنين حالتي به بيننده و يا شنونده اينگونه القاء مي کند که بايد يکي را انتخاب کني. آمريکا هميشه خودش را در جناح حق مي داند. اگر کسي هم با او مخالفتي داشت در جناح شيطان، شر يا آنتاگونيست قرار مي گيرد و مي گويد چون ما قدرتمند و برحقيم، در قبال سرنوشت انسان هاي ديگر هم به شدت مسئوليم و نبايد بي تفاوت باشيم و وظيفه داريم نيروهاي سرکش و متمرد و تروريست را بر سر جاي خود بنشانيم. هاليوود در اين عرصه بسيار ياور و کمک کار آمريکا بوده وهست. مثلاً سينماي هاليوود در مورد ويتنام کمک هاي بزرگي به دولت آمريکا نمود تا افکار عمومي جامعه آمريکا را جهت ورود به جنگ آماده سازد." [1]

حال بايد بدانيم که اين تئوريسين هاي فرهنگي و سياسي که صاحبان رسانه هاي سينمايي هاليوود نيز هستند، چه کساني هستند و در صدد القاء چه چيزي هستند.

قبل از اينکه بخواهيم مبحث اسلام ستيزي را مطرح کنيم، لازم است که در آمدي بر عقايد صهيونيست ها در زدودن دين و رواج باورهاي غلط و خرافي در ميان افکار مردم، داشته باشيم.

هاليوود در جنگ سرد، روس ها را شر مطلق معرفي مي کرد. آمريکايي ها تا مدت ها حتي در فيلمهاي علمي، تخيلي و فضايي خود چهره شرور روسها را به تصوير مي کشيدند. با فروپاشي شر مطلق (روسها)، و با گسترش موج بيداري اسلامي، سمت گيري هاليوود بيشتر به سمت اسلام و مسلمانان تغيير جهت داد. همانطور که گفته شد مسلمانان در دهه هشتاد کمتر هدف سينماي هاليوود قرار مي گيرند، اما گام هاي پر شدتي که هاليوود با آغاز دهه 90 برداشت، گويا قرار است مسلمانان صريحاً جايگزين تابوي شر شوروي بشوند، چون از نظر منطق رسانه اي، شر مطلق از بين رفته و بايد شر ديگري جايگزين آن شود تا درام هاليوود شکل بگيرد. لذا فيلم هايي ساخته مي شود که در آنها انسان هايي با عقايد، آداب و ظاهر اسلامي هستند که منافع آمريکا را به خطر مي اندازند. چهره هاي اين انسان ها افرادي کريه المنظر، بي رحم و تروريست و از کشتن و کشته شدن خودشان ترسي ندارند، به تصوير کشيده مي شود.

شکي نيست که اتاق فکر هاليوود را تئوريسين هاي سياسي خط مي دهند، اينها هستند که با مباني سازي هاليوود را تشويق به ساخت فيلم هاي اسلام ستيزي مي نمايند. نظريات ساموئل هانتيگتون از جمله موراد است. هانتيگتون که زماني مشاور سياست خارجي کلينتون بود مقاله اي را تحت عنوان «مناسبات خارجي» در سال 1993 نوشت. اين مقاله با تشويق و پي گيري همکاران و موسسات آمريکايي کامل شد و در سال 1996 با عنوان کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازي نظم جهاني» منتشر گرديد. به گفته او اين موضوع يعني برخورد تمدن ها موجب جنگ ها و درگيري هاي جهان نوين پس از جنگ سرد خواهد شد. در اين کتاب تمدن هاي معروف و مهم را بر مي شمارد و به گفته سنک سومباس از فلوريدا استناد مي نمايد که نهايتاً رويارويي اصلي بين دو تمدن اسلام و غرب است و هانتيگتون آشکارا مطرح مي سازد که غرب نبايد درباره بنيادگراهاي اسلامي نگران باشد، بلکه بايد درباره خود اسلام نگران باشد. اين نظريه که به آرامي از گردونه بحث ها داشت خارج مي شد، با حوادث 11 سپتامبر مجدداً توجه بسياري را به خود جلب کرد بعضي معتقد بودند، آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، تاييديه و شاهدي بر نظريه هانتيگتون شد. لذا اين ديدگاه دستمايه هاليوود شد و فيلمي که بنام «ترميناتور 2» ساخته شد. در اين فيلم نيروهاي خير بر ماشين ها که شر بودند غلبه پيدا کردند. همين مضمون در فيلم «دروغ هاي حقيقي» تکرار مي شود اما اين بار به جاي ماشين ها، مسلمانان نيروي شر هستند که در مقابل آرنولد قهرمان اصلي فيلم قرار مي گيرند. در اين جا نيروهاي شر و تروريست کسي جز مسلمانان نيستند.

هاليوود در انحصار صهيونيسم:

اين مقدمه که صنعت سينماي هاليوود امروزه، در انحصار بزرگان يهود است، نيازي به اثبات مجدد ندارد و به قدري اين موضوع روشن است که جمله معروفي در اين زميه نكته جالب توجه اينكه، يكي از مجلات‏ صهيونيست‏ها به نام مومنت(Moment)در شماره اوت سال 1996 خود تحت عنوان«يهوديان هاليوود را اداره مي‏كنند، خوب كه چي؟»، به حقيقت اين مطلب اقرار نموده و فعاليت يهوديان را درمطبوعات به گونه‏اي توجيه كرد.[2] لذا اطاله کلام نمي کنيم و به موضوعهايي که مورد توجه سينماگران يهودي است مي پردازيم.

" با مرور اجمالي"پروتكل‏هاي جهاني يهود"به‏ سهولت مي‏توان دريافت كه صهيونيسم بين الملل به هدفي كمتر از تصاحب كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نمي‏انديشد و براي نيل به اين مقصود، ترويج خرافات ديني را بعنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است. سوء استفاده از برخي‏ فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق‏ فيلم‏هاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم‏ بين الملل قرار داشته و همين امر حجم گسترده‏اي از فيلم‏هاي‏ ظاهرا ديني(ولي در باطن خرافي)را در تاريخ سينماي جهان پديد آورده است."[3]

مقصود از "خرافات ديني" شوائبي است كه آدمي بر مبناي تخيل‏ نفس اماره به ساحت لايزال دين منتسب مي‏دارد و اين شوائب‏ خيالي را عين حقيقت مي‏انگارد. حال آنكه دين، جلوه‏اي از حقيقت رحمان است و خرافات، زاييده مكايد شيطان. همواره در كنار هر اعجاز موسايي، سامري‏ به ساحري بر مي خيزد و ادعاي معجزه مي كند. امروزه براي‏ صهيونيسم، هيچ ساحري برتر از سينما و هيچ سحري مهيب‏تر از خرافات ديني نمي‏تواند مفيد باشد.

خرافات ديني يهود متكي بر چند ركن است. ركن اول: نگاه خرافي يهود نسبت به مفهوم شيطان. بر اساس اين‏ نگرش، شيطان مفهومي اهريمني است كه با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم مي‏كند و با كمك پيروانش‏ نسل آدمي را در معرض نابودي قرار مي‏دهد .در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را اينگونه ترسيم کرده اند، انسان‏ بي‏پناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ امدادي از جانب پروردگار به او نمي‏رسد. در اين مهلكه، اراده‏ خود او يا انسان‏هاي ديگر تنها سرمايه‏اي است كه مي‏تواند به آن‏ اميدوار باشد. "اين باور خرافي و كودكانه تا كنون دستمايه آثار سينمايي متعددي‏ قرار گرفته كه فيلم‏هايي نظير:"جن گير"،"طالع نحس"،"پايان‏ روزگار"و"وكيل مدافع شيطان"از آن جمله‏اند. "[4]

از ديگر خرافه‏هاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته: "افسانه آخر الزمان" و پيشگويي‏هاي مربوط به آن است كه در فيلم‏هايي نظير: "نوستراداموس"، "آرماگدون" و "روز استقلال" ردپايي از آن‏ مي‏توان يافت. بر اساس اين افسانه، فاجعه‏اي عظيم حيات بشري‏ را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي‏ از زمين به وقوع خواهد پيوست. وسعت فاجعه آن قدر است كه‏ انسان‏ها از مقابله با آن در مي‏مانند و نااميدانه به هوشمندترين و شجاع‏ترين نژاد بشري(يعني آمريكايي‏ها) پناه مي‏برند!

"مهمترين تأثير اين گروه از فيلم‏هاي خرافي آن است كه حس‏ اعتماد به نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود مي‏سازد و همزمان اعتماد و انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را (كه به زعم‏ اين فيلم‏ها آمريكاييان و يهوديان هستند) ترويج مي‏نمايد. در صورت مشاهده مكرر اين قبيل فيلم‏هاي خرافي،مردم جهان سوم‏ ظاهرا به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين الملل حق مي‏دهند كه‏ چند صباحي در اين عالم فاني حكومت و سروري كنند! زيرا وقتي‏ فاجعه عظمي بروز كند، همين‏ها هستند كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسان را از خطر نابودي برهانند!"[5]

با پرداختن به موضوع آخرالزمان ترسيم مغرضانه از پيروان شيطان، کشورهاي مشرق زمين و اسلامي را در اين گونه فيلم ها به عنوان آنتاگونيست معرفي مي کنند. يعني شيطان از کشورهاي اسلامي برمي خيزد و نيمه غربي عالم را مورد تاخت و تاز خود و يارانش قرار مي دهد. به عنوان نمونه فيلم «جن گير» به گونه اي ساخته مي شود که اسلام يک هيولاي باستاني ماقبل تاريخ است. در اين فيلم، در خرابه هاي نينواي عراق گروهي باستان شناس مشغول حفاري هستند که با صداي اذان شروع مي شود -وقت غروب از نظر مسيحيان وقت شيطاني است- ناگهان يک مقبره باستاني باز مي شود و مجسمه شيطان آشور بيرون مي آيد، گويا روح شيطان که در وقت غروب و همزمان با صداي اذان از يک کشور اسلامي برخاست، به شهر جورج تاون در آمريکا مي رود و در کالبد يک دختر آمريکايي حلول کرده و او را به يک هيولا تبديل مي کند و اين دختر هم دست به جنايت هاي متعدد مي زند. برخي مواقع هاليوود ارزش هاي اسلامي را به صورت ظريف به نفع خودش مصادره مي کند و از آن خود مي داند. مثلاً در فيلم گلادياتور ژنرال «ماکسيموس» به صورت يک قديس و انساني ارزش گرا و اخلاقي و خانواده دوست ظاهر مي شود، اين شخص ريش دار ضد فساد است و به دنبال شهادت و عدالت طلبي است.

"خرافه ديگري كه صهيونيست‏ها آن را در قالب سينمايي مصادره به مطلوب كرده‏اند، مسئله «ظهور ناجي» و «سفر به سرزمين موعود» است. اما ناجي اين قبيل فيلم‏ها نه آن منجي است كه بشريت در انتظار اوست."[6]

حال اين قالبهاي ارائه شده را همراه با نظريه هاي نظريه پردازاني چون فوکوياما، هانتينگتون و برنارد لوئيس که اسلام را به عنوان عامل خشونت و شر معرفي مي کنند، در کنار يکديگر قرار مي دهيم. نتيجه ساده است، فيلم هايي نظير «هري پاتر» و «ارباب حلقه ها» که تقابل خير و شر را نشان مي دهند، ساخته مي شود. و يا فيلم هايي که سعي در اثبات يک قوم به عنوان خير و نژادي ديگر به عنوان شر هستند، اکران مي شوند. "صهيونيستها براي ترويج افکار و ايده هايشان سرمايه گذاري زيادي کرده اند. مثلاً در دهه 50 رژيم صهيونيستي ميليون ها دلار خرج کرد تا فيلم هايي همچون ده فرمان و بن هور ساخته شد. تا بتواند به نوعي حضور نامشروع اسرائيل در فلسطين اشغالي را توجيه کند."[7]

اما شيوه هاي تقابل هاليوود با اسلام، شامل موارد ديگري نيز مي شود که به طور خلاصه به هر کدام از آنها اشاره مي کنيم.

1-    تبليغ عرفان هاي سکولار و بدون خداي شرقي که به نوعي انحراف از مسير خداي واقعي است.

2-    تهاجم فرهنگي و مقابله با مسلمانان با ترويج ارزشهاي مادي گرايانه مثل انحرافات جنسي، خشونت و جادوگري و...

3-    بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن مسلمانان در فيلم هايي همچون محاصره و دروغهاي حقيقي.

4-  برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها در تمام عرصه ها و تحقير اديان اسلام و مسيحي مثل فيلم دختر راهبه و يا فيلم هايي که عليه مسلمانان مي سازند مثل فيلم کشتي هاي بلند، ماه، سحر و هديه.

5-  تبليغ چهره اي اهريمني از مسلمانان و سست کردن آنان در باورهاي خود و تزلزل نسبت به تظاهرات ديني و شعائر مذهبي و از همه مهمتر، هويت اسلامي شان.

6-  استفاده از تصاوير مسلمانان در فيلمهاي طنز و خنده دار، فيلمي به نام «دنبال کمدي در دنياي مسلمانان» ساخته البرت بروکز به نوعي توهين به مسلمانان بود.

"روي هم رفته هاليوود عمدتاً مسلمانان را عرب معرفي مي کند، حال آن که حدود 15درصد مسلمانان عرب هستند. تصوير ارائه شده از مسلمانان در سينماي هاليوود مشخصاً به سه دوره تقسيم مي گردد:

از ابتداي تاسيس هاليوود تا شکل گيري دولت صهيونيستي؛ در اين دوره سينماي هاليوود، مسلمانان را عمدتاً به صورت انسان هاي غير متمدن، بدوي و احمق معرفي مي کند.

از زمان شکل گيري دولت صهيونيستي تا ظهور انقلاب اسلامي؛ در اين دوره علاوه بر تصوير دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسان هاي غارتگر و و حشي نشان مي دهد که يا پولداراني احمقند و يا قدرتمنداني بي رحم که به کسي ترحم نمي کنند.

از ظهور انقلاب اسلامي به بعد بويژه پس از يازده سپتامبر؛ در اين دوره هم علاوه بر تصويرهاي اول و دوم، شخصيت مسلمانان را عمدتاً به صورت خشک مقدس، متنفر از يهود و مسيحيت و تروريست نشان مي دهند. زنان عرب را هم به صورت رقاصه، جادوگر، جنسي زبون و ذليل در فيلم هايشان به تصوير مي کشند."[8]


 


[1] قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص102

[2] ميرلوحي، سيدهاشم، آمريکا بدون نقاب، ص 119

[3] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص11

[4] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص12

[5] همان

[6] همان

[7]  قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص104

[8]   قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص108

 

http://www.isu.ac.ir/Farsi/Academics/CultureCommunications/Books/Dawat/data/nashriye%20design/maghalat(javad).htm

محمد جواد رمضاني
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت   توسط رمضاني  | 

www.s-q.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

به مناطق سبز رنگ دقت كنيد:


سال به سال اين مناطق كوچكتر مي شوند و صداي كسي در اين ميان بلند نيست كه به چه حقي به خانه هاي مسلمانان حمله مي كنيد و از خون آنان براي خود شهرك مي سازيد!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

در قسمت اول به احادیث و آیاتی اشاره کردیم که در مورد نقش ایرانیان در آخرالزمان پیشگویی کرده بودند. حال به اهمیت و جایگاه اندیشه مهدویت در نهضت انقلاب اسلامی می پردازیم.

حرکت امام خميني در خرداد سال 1342 به نوعي جرقه اي براي اشتعال حرکت و جوشش مردم به شمار مي آيد. با پيش فرض اينکه اين قوم بايد در شرايط جهاني معادلات را تغيير دهد، حرکت از اعتراض به زير سلطه بيگانگان رفتن و نپذيرفتن ظلم آغاز مي گردد. اين قيام خونين برکاتي را به همراه خود دارد از جمله تربيت تعداد زيادي از نخبگان در مکتب امام خميني و زمينه سازي براي نهضت انقلاب اسلامي ايران. مبارزه ايرانيان با استضعاف قومي و زير سلطه بودن ريشه در تاريخ فتح ايران دارد. هنگامي که سرداران اسلام در زمان خلفا ايران را فتح کردند، بدرفتاري و تحقير در صدر سياست هاي برخوردي با اين قوم قرار گرفت. در حالي که حضرت علي (ع) برخلاف پيشينيان متهم به اين مي شوند که چرا اينقدر به ايرانيان اهميت مي دهند و آن ها را در حکومت وارد مي کنند و براي آنها ارزش قائل مي شوند. اين انقلاب خط بطلاني بر انديشه هاي انتظار غيرفعال نيز کشيد. حضرت امام با بيداري خاصي انديشه هايي را که معتقد بودند جريان انتظار فرج، غير فعال است و بايد تنها خود را نجات داد مبارزه کردند. عده ای مي گفتند هر حکومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حکومت باطل است و يا کساني که مي گفتند بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد و ما نبايد امر و نهي کنيم و يا اينکه در گوشه اي بنشينيم و عبادت کنيم و سعي کنيم خود را حفظ کنيم و جامعه را رها کنيم. (صحيفه نور،جلد21، ص13-15) اين انديشه درباره انتظار، در وضع رکود جامعه شيعه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، اوج گرفت. بسياري از علماي بزرگ نيز چنين مي انديشيدند. اما پيروزي انقلاب اسلامي، روشن گري روحانيان آگاه بويژه امام خميني درباره آسيب هاي فرساينده اين انديشه تاريک، موجب شد که اين پندار از حوزه تفکر شيعه بيرون رود و نفوذ آن پايان يابد.

با گسترش دامنه نهضت اسلامي و آغاز انقلاب اسلامي تحولات اساسي در فضاي ايران شکل گرفت که از جنبه هاي گوناگون به حوزه مهدويت در نگاه تمدني مرتبط است.

موضوع اول ولايت پذيري است: ما در حال تمرين ولايت‌پذيري هستيم، بلاهايي که در طول تاريخ براي ما پيش مي‌آيد، تمرين ولايت پذيري است. اگر قرار است در انقلاب ما، مردم در آزمون ولايت‌پذيري سرافراز بيرون بيايند، زماني که امام خميني (ره) قيام کردند ما هنوز به عنوان ولايت‌پذيري نمي‌شناختيم. با امام ولايت شناخته شد. آن زمان که به تاريخ اثبات شود که ما ولايت‌پذير هستيم، مشخص مي‌شود که شايسته‌ي ولايت و رهبري امام زمان (عج) هستيم. چرا که مهمترين موضوعي که بايد مطرح شود موضوع ولايت‌پذيري ما است. قيام و جنگ و ... مسائل فرعي است. ساز و کاري که در بطن زندگي فردي و رشد شخصي خود ما انسانها نهاده شده به اين گونه است که هر موضوعي که در زندگي و حيات مطرح مي‌شود، عبث و بيهوده نيست. بلکه داراي فلسفه است. دستور اطاعت از والدين ولو که بي‌سواد و يا کافر باشد. تنها در صورتي حق تبعيت از او را نداري که مخالف امر الهي دستور دهد.

موضوع دوم پيوند ميان علم و دين است. تا ساليان درازي دين در اروپا مانعي در برابر علم مطرح مي شد و علماي ديني صرفاً به دانش هاي محدود گذشته تکيه مي کردند و در جهان معاصر و بعد از انقلاب صنعتي دين را کنارگذاشته و علم را جايگزين آن کردند. از جمله برکات انقلاب اسلامي مطرح شدن پيوند ميان دين و علم است که در اين حوزه تحولي اساسي در مباحثي مثل دين و ارتباطات، دين و فرهنگ و در مجموع علوم انساني رخ داده است که اين مقوله بازگشتي است به احاديثي که بر پيوند ميان اين دو تأکيد دارند. زماني امور اصلاح خواهد شد که افراد ديندار و با نگرش ديني سعي کنند مباني علمي را حل کنند.

موضوع سوم مطرح شدن انقلاب اسلامي به عنوان يک قطب جديد در مقابل مکاتب ليبراليسم و کمونيسم است. در حالي که تمام جهان را در دو جبهه قرار مي دادند و بر اساس آن سعي داشتند تا انديشه هاي ناقص بشري را بر زندگي مردم حاکم کنند، انقلاب اسلامي ايدئولوژي جديدي را به همراه آورد که در برابر ساير مکاتب ايستاد و در دنيا به عنوان يک حرکت داراي مباني فکري و عقيدتي محکم و برگرفته از کلام وحي و آفريدگار هستي شناخته شد.

موضوع چهارم عدالت طلبي است. تفاوت ما در مسئله انتظار فرج در مسئله عدالت اجتماعي ايفاء نقش کرده است. در کنار معناي منفي انتظار معناي مثبت انتظار در تمام هزار سال گذشته برخي از شيعيان به عنوان منتظران عدالت و معترضين به تمام حکومت هاي موجود در جهان بودند يعني به تمام حکومت ها مي گويند شما را قبول نداريم.

روايتي نيز مي گويد «هر پرچمي قبل از حضرت بالا رود باطل و محکوم به شکست است.» و امام در صحبت خود مي گويد که ما اين روايت را 100% قبول داريم و هيچ کس نمي تواند پرچم مهدويت را قبل از حضرت مهدي (عج) بلند کند. يعني هر کس قبل از ايشان ادعاي مهدويت  و ادعاي عدل مطلق جهاني کند حرف بي ربطي زده است اما نه به اين معنا که هيچ کس نبايد اصلاً پرچم عدالت و مبارزه را بالا ببرد و اين حرف اصلاً معنا ندارد. امام در مورد سوءاستفاده فرد از عدالت ازعقيدة انتظار و مهدويت و تحريک مسئله انتظار فرج خيلي صريح موضع مي گيرند. که اين مطالب را در جاهاي مختلف بيان فرموده اند. (رحيم پور ازغدي، 1386، دانشگاه امام صادق (ع)).

اين جمله  خطاب به کساني است که توجيه مذهبي به نفع بی عدالتي مي کردند «يک عده آخوندهاي مزدور حکومتي و درباري و دين به دنيا بفروش اند و يک عده هم عافيت طالبان  ترسويي که براي فرار از جهاد و شهادت کلاه شرعي درست مي کنند و دينداري بي خطري مي خواهند. مثلا قرآن بيان مي کند فردي به پيامبر گفت من به جنگ با روميان نمي آيم چرا که آنجا دختران زيبارويي هستند و من مي ترسم چشمم به اين ها بخورد و گناه کنم. (همان)

موضوع آخر بحث مقدمه سازي براي ظهور است. انقلاب اسلامي را مي توان به عنواني حرکتي در راستاي ظهور دانست. روايات نيز اين مطلب را تاييد مي کنند که ايرانيان قيام مي کنند و قيام آنها به قيام حضرت مهدي (عج) متصل مي شود انشاء الله. نکته اصلي قابل تأمل اين مطلب است که ما به سمت ظهور مي رويم. به سمت آينده در حرکت هستيم ولي آينده سازي متناسب با ميل خود انجام نمي دهيم. اين تفاوتي است که در ديدگاه انتظار شيعه با اوانجليست ها و يهودياني که منتظر موعود خود هستند وجود دارد. شيعه بايد هر لحظه منتظر باشد که ظهور اتفاق بيفتد نه اينکه آن را در آينده بپندارد. در روايت داريم که ظهور امام زمان بغتهً است (بحارالانوار، ج24، ص164). يعني در لحظه‌اي که «من حيث لايحتسب» (قرآن کريم، طلاق، 3) است و هيچ کس احتمال آن را نمي‌دهد اتفاق مي‌افتد. فکر نکنيم که ما در حال برنامه‌ريزي هستيم و امکان ندارد که امام مثلاً زودتر از 5 سال ديگر ظهور کنند. اکنون مسيحيان و ساير منتظران موعودهاي اديان تاريخ تعيين مي‌کنند و مي‌گويند مثلاً در 2009 يا 2010 آرماگدون اتفاق مي‌افتد و براي رسيدن به آن تاريخ برنامه‌ريزي مي‌کنند و الان هم انتظار ندارند اين اتفاق بيفتد ولي ما همين الان بايد توقع داشته باشيم. اگر ما فريب تعيين تاريخ آن‌ها يا تعيين تاريخ خودمان را بخوريم دچار مشکل مي‌شويم.

انقلاب اسلامي با حرکت خود نه تنها در ايران بلکه در جهان تأثيري عميق در حوزه مهدويت گذاشت. مسئله اي که به نام انتفاضه و مقاومت در فلسطين و لبنان مطرح مي شود و يا در ساير کشورها در مقابل حاکميت ظالم ايستادگي مي کنند حقيقتي است که تا حد زيادي نشأت گرفته از پيام انقلاب اسلامي ايران است. مباني حق طلبي و عدالت خواهي، آزادي، تمسک به اسلام و قرآن و حفظ عزت مسلمين همه از جمله پيامدهاي گرانقدر انقلاب اسلامي است که ساير ملت ها از آنها به عنوان متد و روش مبارزه و هدف نهايي استفاده مي کنند.

فضاي آخرالزماني جهان امروز به گونه اي است که بايد انديشه مهدويت را پخته تر و پرداخته تر مطرح نماييم و آن را تبليغ و ترويج کنيم تا مقدمه اي باشد براي تعجيل در ظهور امام عصر (عج).

 محمد جواد رمضانی 

 منابع:

1.      مجلسي، محمد باقربن محمدتقي،‌، بحارالانوار، مصحح محمد باقر بهبودي، وزارت ارشاد اسلامي، تهران،1361

2.      کوراني، علي. ترجمه مهدي حقي. عصرظهور، چاپ و نشر بين الملل، تهران،1386

3.      طباطبائي،‌محمد‌حسين،‌ ‌الميزان في تفسيرالقرآن، ‌ترجمه محمد باقر موسوي‌همداني،‌ ‌‌انتشارات‌ محمدي، تهران، 1362

4.      سليمان،‌ کامل، يوم‌الخلاص (روزگار رهايي)، ترجمه علي اکبرمهدي‌پور، نشر آفاق، تهران،1381

5.      خميني، روح اله، صحيفه امام، مجموعه آثار امام‌خميني(ره)، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، تهران، 1378

6.      صمدي، قنبرعلي، نقش مردم در تعجيل ظهور، مشرق موعود، سال اول، شماره چهارم، زمستان 1386

7.      رحيم پور ازغدي، مهدويت در انديشه امام خميني، مرکز دانشجويي مطالعات راهبردي مهدويت، دانشگاه امام صادق، تهران، 1386

8.      همايون، محمد هادي، مهدويت و تمدن جهاني اسلام، مرکز تحقيقات دانشگاه امام صادق، تهران، 1384

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

محمد جواد رمضانی

نيم نگاهي به انديشه مهدويت در جريان انقلاب اسلامي:

مقدمه:

همزمان با رشد و گسترش انديشه مهدويت در فضاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين مسئله مطرح شد که خط سبزي که شيعيان در باورداشت ها و اعتقادات مذهبي خود دارند، چگونه توانسته است هدايت جرياني را عهده دار شود که به عنوان سمبل عدالت طلبي و اسلام گرايي در مقابل جهان غرب و مکاتب غربي ايستادگي کند. با نگاهي به سير جريان هاي مختلف علمي، فکري، عقيدتي و ديني در ميان قشرهاي مختلف مردم و با محور قرار دادن ديدگاه ها و انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) سعي داريم تا فضاي انقلاب اسلامي را از منظر مهدويت بازشناسي کنيم. در اين مسير آنچه اهميت پيدا مي کند رويکرد ها است که در جريان شناسي اين تحولات سعي داريم با نگاهي راهبردي و با نگرش موعودگرايي مسئله را تبيين نماييم.

مباني نظري:

براي تبيين رويکرد فعال شيعي بويژه با توجه به جايگاه انقلاب اسلامي در جهان معاصر نيازمند روشي هستيم که به طور جامع بتواند جوابگوي نيازهاي ما در درک و فهم تحولات در حوزه مهدويت باشد. نگاه به آينده و ترسيم چشم انداز همواره بيانگر مسير و هدف نهايي است که بر اساس آن برنامه ريزي ها انجام مي گيرد. در موضوع مهدويت احاديثي که به مقوله ظهور و علائم آن مي پردازند حکم چراغ راه و مقصدي را دارند که پيشاپيش ما را براي برنامه ريزي براي آن دوران آماده مي کنند. نمي‌توان انکار کرد که توجه به موضوع مهدويت و توجه به شخص حضرت صاحب الزمان (عج) در جامعه ما و حتي در سطح جهاني رو به افزايش است. علل اين توجه و اقبال چيست؟ وظيفه ما به عنوان شيعه در هميشه تاريخ اين بوده است که هر دوراني را دوران آخرالزمان بدانيم. "إنهم يرونه بعيداً و نراه قريباً". (قسمتي از دعاي عهد) پس وظيفه مان اين است که ظهور را نزديک بدانيم و براساس نزديک بودن ظهور بايد وظايف خود را طراحي و به همان سمت حرکت کنيم.

نشانه‌هاي ظهور، ‌به هم پيوسته و بايکديگر در ارتباطند. پيوستگي به اين معنا که اين نشانه‌ها نقاط پراکنده‌اي هستند که همه، حکايت از وقوع اتفاق بسيار بزرگي در سطح جهاني که آماده ظهور است، مي‌کنند. اسم اين اتفاق را رويکرد تمدني مي گذاريم.

در واقع در پيشبرد ادبيات مربوط به موضوع مهدويت از طريق دو رويکرد مشارکت مي‌کنيم:

الف- رويکرد راهبردي: اصل اعتقاد اين رويکرد، اين است که نشانه‌هاي ظهور، مبناي استخراج راهبرد هستند و به کمک آنها مي‌توان به سمت ظهور رفت.

ب- رويکرد تمدني: جوهره اصلي اين رويکرد اين است که اتفاقات آخرالزمان همه به هم متصل هستند،‌يک معناي تمدني دارند. (دکترهمايون، 1384، 19)

در واقع کارکردي که مي توان براي اين نشانه ها و احاديث آخرالزماني برشمرد اميدبخش است. يكي از كاركردهاي مهم نشانه‌هاي ظهور و بوقوع پيوستن آنان اميد بخشي به مردمي است كه گاه در گذر زمان آمدن موعود رنگ يك افسانه برايشان مي‌گيرد. مصداقي كردن پيشگوئيها ونمادهاي روايات هرچه بيشتر مفهوم منجي را در اذهان زنده نگه مي‌دارد.

بطور كلي روايات آخرالزمان را مي‌توان به سه دسته كلي تقسيم نمود:

1.      روايات مربوط به دوره پيش از ظهور (كه در زبان عامه بيشتر از آن تعبير به دوره آخرالزمان مي‌شود.

2.      روايات مربوط به زمان ظهور و وقايعي که با حضور حضرت براي تشکيل حکومت اتفاق مي افتد.

3.      مربوط به ويژگي‌هاي جامعه و حكومت حضرت.

آنچه ما مدنظر داريم تا به عنوان نمونه براي تحليل خود بهره ببريم دسته دوم روايات است که بيانگر اوضاع و احوال مردماني است که به نظر مي رسد بيش از هر عصري در مورد جامعه ما صدق مي کند. رواياتي كه درباره ايرانيان و پيرامون آياتي كه تفسير به ايرانيان شده وارد شده است، تحت اين نه عنوان آمده است: «الف-طرفداران سلمان فارسي. ب-اهل مشرق زمين . ج-اهل خراسان . د-ياران درفش هاي سياه ه-فارسيان. و-سرخ رويان . ز-فرزندان سرخ رويان . ح-اهل قم. ط-اهل طالقان» البته غالبا مراد از اين عناوين يكي است، اخبار ديگري نيز وجود دارد كه با عبارت ديگري از آنان ياد كرده اند.

در تفسير قول خداي سبحان : و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم

خداي عزوجل فرمود: «اينك شما كساني هستيد كه فرا خوانده مي شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخي از شما در انفاق بخل مي ورزد و كسي كه بخل كند به خويش بخل مي كند و خداوند بي نياز است و شما نيازمنديد و اگر روگردان شويد خداوند گروهي را غير از شما جايگزينتان مي نمايد و آنان مثل شما نيستند»(سوره محمد آيه 38)

صاحب كشاف نقل كرده كه از پيامبر (ص ) درباره كلمه (قوم ) كه در آيه شريفه آمده است سئوال شد. سلمان فارسي نزديك پيامبر (ص) نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاي سلمان زد و فرمود: «به خدايي كه جان من در دست قدرت اوست ، اگر ايمان به كهكشان ها بستگي داشته باشد مرداني از فارس به آن دست مي يابند» (كشاف ج 4 ص 331)

به نقل صاحب مجمع البيان از امام باقر (ع ) روايت شده كه فرمود: «اي اعراب ، اگر روي برگردانيد، خداوند گروه ديگري را جايگزين شما مي گرداند، يعني ايرانيان »

در اين روايت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از: اينكه ايرانيان (فُرس) خط و جناح دومي بعد از اعراب ، براي به دوش ‍ كشيدن پرچم اسلام مي باشند. بدليل اينكه ، آنان به ايمان دست مي يابند هر چند از آنان دور و دسترسي به آن دشوار باشد.

در تفسير گفته خداي سبحان: و آخرين منهم لما يلحقوابهم

خداي عزوجلّ فرمود: «اوست آنكه برانگيخت در بين درس نخوانده ها رسولي را از خودشان كه آيات خدا را بر آنان مي خواند و آنان را پاك مي سازد و كتاب و حكمتشان مي آموزد اگر چه قبلا در گمراهي آشكاري بودند و افراد ديگري از ايشان كه به آنان نپيوسته اند و اوست خداي عزيز و حكيم» (جمعه آيات 2 و 3)

مسلم، در صحيح خود از ابوهريره روايت كرده كه گفت : «ما حضور پيامبر (ص ) بوديم كه سوره مباركه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسيد به آيه «و آخرين منهم لما يلحقوا بهم » مردي از او سؤ ال كرد، يا رسول اللّه : اينان چه كساني هستند كه هنوز به ما نپيوسته اند؟ حضرت پاسخ نفرمود: ابوهريره گفت : سلمان فارسي نيز در بين ما بود پيامبر (ص ) دست مباركشان را بر سلمان نهاد و فرمود: بخدايي كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگي به كهكشانها داشته باشد مرداني از اينها (طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند يافت ».

در تفسير كلام خداي بزرگ : بعثنا عليكم عباداً لنا اولي بأسٍ ‍ شديد

«به بني اسرائيل اعلام نموديم در كتاب ، «تورات » كه دو بار در زمين فساد و سركشي بزرگي خواهيد كرد، پس چون وعده يكي از آنها (فساد) برسد. بندگاني از خود را كه داراي قوت و نيرومندي شگرفي هستند به طرف شما مي فرستيم تا در همه جا جستجو كنند و اين وعده اي انجام شده است، سپس پيروزي را مجدداً براي شما برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان ياري كنيم و شما را از آنان (دشمنانتان ) بيشتر و قوي تر گردانيديم. اگر نيكي نموديد، براي خودتان و اگر بدي نموديد گريبانگير خودتان مي شود و زماني كه ديگر وعده آن (فساد) آيد رويهاي شما را بد جلوه دهند تا اينكه داخل مسجد شوند همانگونه كه نخستين مرتبه وارد شوند و تا اينكه نابود و تباه كنند آنچه را كه بر آن غلبه يافتند تباه كردني» (اسراء آيات 4 تا  7)

در تفسير نورالثقلين از روضه كافي پيرامون تفسير آيه شريفه «بعثنا عليكم عباداً لنا اولي بأسٍ شديد» از امام صادق (ع ) نقل شده است كه فرمود: «آنان كساني هستند كه خداوند تبارك و تعالي قبل از ظهور قائم (ع ) آنها را برنمي انگيزد و آنان دشمني از آل پيامبر (ص ) را فرا نمي خوانند مگر اينكه او را به قتل مي رسانند» سپس فرمودند: «او قائم (ع ) و ياران اويند كه داراي قوت و نيروي زياد مي باشند.»

و در بحارالانوار از امام صادق (ع ) منقول است كه : «حضرت آيه شريفه فوق را قرائت كردند... عرض كرديم فدايت شويم اينها چه كساني هستند؟ سپس حضرت 3 مرتبه فرمودند: بخدا سوگند آنان اهل قم هستند، به خدا سوگند آنان اهل قم هستند، بخدا قسم آنان اهل قم هستند» (بحارالانوار، ج 60 ص 216)

و روايات بسياري که تصريح دارند ايرانيان قوم برگزيده اي هستند که زمينه ساز ظهور و ياري بخش منجي عالم بشريت خواهند بود. اين انديشه طي ساليان سال در ميان فضاي فکري ايرانيان حاکم مي شود که اگر قرار بر اين است که ياري بخش حضرت صاحب الزمان (عج) باشند، بايد خود نيز صالح بوده و زمينه را نيز به گونه اي مهيا نمايند تا امکان ظهور محقق گردد. زماني که حضرت(عج)  قيام کردند ياران ايشان در ميان سپاه سيد خراساني که ايراني‌اند در مرز عراق و ايران با حضرت بيعت مي‌کنند و وارد عراق مي‌شوند (سليمان، 1381،ص1050)

اما احاديثي نيز داريم که به قيام مردي از قم اشاره دارد. از جمله امام کاظم (ع) فرمود: مردي از قم، مردم را به حق دعوت کند، افرادي پيرامون او گرد آيند که قلب هايشان همچون پاره هاي آهن استوار است. بادهاي تند حوادث، آنها را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آنِ پرهيزکاران است. (بحارالانوار، جلد60، ص216) روايات، زمان قيام او را مشخص نکرده اما در تاريخ قم و ايران وجود چنين شخصيتي با چنان ياراني قبل از امام خميني و طرفدارانش سابقه نداشته است. (کوراني،1386،222)

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

مستر هاكس نويسنده آمريكايى كتاب قاموس كتاب مقدس درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش منجى بزرگ جهانى در ميان قوم يهود چنين مى نویسد:عبرانيان منتظر قدوم مبارك مسيح، نسل به نسل بودند ووعده آن وجود مبارك مكرراً در زبور وكتب انبيا، على الخصوص دركتاب اشعيا داده شده است. تا وقتى كه يحياى تعميد دهنده آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن يهود آن نبوات (پيش گويى ها) را نفهميده و به خود مى انديشيده كه مسيح (سلطان زمان) خواهد شد و ايشان را از دست جورپیشگان و ظالمان رهايى خواهد داد و به اعلا درجه مجد و جلال ترقى خواهد كرد.

نویسنده كتاب قاموس كتاب مقدس دركتاب خود از يهوديان، زبان به شكايت مى گشايدكه دعوت عيساى مسيح را پس از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژد ه اش راكتاب مقدس شان داده بود و سال ها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند. حتى وى را جنايتكار به هفت اسرائيل، و تعاليمش را ضد آرمان اساسى كتب مقدس عهد عتيق (تورات وملحقات آن)دانستند، ناچار به محاكمه اش فرا خواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنين با احساس غبنى جانكاه مجددا به انتظار مسيح موعود و رهايى بخش از رنج وستم نشستند .
مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى (ع) را مسيح موعود يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از زمان حال بركنده شد، حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار مسيح و بازگشت او از آسمان، در پايان جهان نشستند. دركتاب قاموس كتاب مقدس آمده است: كلمه پسر انسان هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته است كه فقط سى مورد آن با حضرت عيسى (ع) قابل تطبيق است و پنجاه مورد آن از مصلح و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر الزمان ظهور خواهدكرد. 

در مقاله ای خواندم که می گفت این موج گسترده ای که در کشور ما بخصوص در موضوع مهدویت و انتظار راه افتاده است، ناشی از حرکت و تکاپوی مسیحیان و یهودیان است که برای آخرالزمان در حال برنامه ریزی هستند. کمی انصاف داشته باشیم، انگار ما هم منتظریم تا ببینیم دشمنان چه می کنند. بعد ما سراغ مقابله برویم. به جای اینکه اصل قضیه را تقویت کنیم و مقدمه سازی را ما برای امام زمان داشته باشیم، دنبال این هستیم که بگویم مقدماتی که آنها می چینند غلط است و خودمان هم کناری بنشینیم. قطعا اگر اینچنین نبود، امروز نه دیواری از مسجد الاقصی خراب می شد و نه کسی جرات تخریب آن را داشت و یا کسی دیگر در فکر برپایی نشانه های موهوم آخرالزمانی مسیحیان و یهودیان نبود. (israel.blogfa.com)

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط رمضاني  | 

اطلاعیه:

مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت برای تابستان امسال در نظر دارد تا برای دومین بار، کارگاه مطالعاتی-پژوهشی مهدویت و تمدن جهانی اسلام را برگزار نماید.

مکان: دانشگاه امام صادق، همراه با خوابگاه و غذا به صورت شبانه روزی

زمان: ۸ الی ۱۹ مرداد ۱۳۸۵ به مدت ۱۱ روز

عناوین این کارگاه به صورت کلی عبارتند از بررسی خط سیر انبیا در پروژه جهانی به همراه جریان باطل به رهبری شیطان و ساخت تمدن انسانی که در این راستا ما تمام انبیا را در این خط سیر می بینیم و جریان باطل را نیز از شیطان و بعد سازمان یهود و توطئه ها و اکنون آمریکا و گروههای تندرو صهیونیسم و در نهایت نبرد حق و باطل و آخرالزمان را بررسی می کنیم.

این کارگاه به همراه پژوهشهای پیرامونی که شرکت کنندگان انجام می دهند و کلاس های نقد فیلم و معرفت شناسی امام زمان، برگزار خواهد شد.

علاقه مندان می توانند با ایمیل و یا درخواست کتبی در این طرح پس از گزینش شدن، شرکت نمایند:

ایمیل: mahdaviat@isu.ac.ir  , antyzionism@gmail.com

آدرس: تهران - بزرگراه شهید چمران-پل مدیریت- دانشگاه امام صادق (ع)- اداره کل فرهنگی- مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت ص.پ 159-14655

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت   توسط رمضاني  | 

ترس آمريکا از ظهور امام زمان

رييس سازمان تبليغات اسلامي اعلام کرد طرح خاورميانه بزرگ، به خاطر ترس آمريکايي ها از ظهور امام زمان مطرح شده است. محمدي عراقي هم چنين گفت که حرکت هاي اخير آمريکا و طرح مسئله خاورميانه بزرگ، و استقرار نيرو در اين مناطق در حقيقت به خاطر پيش‌بيني‌هايي است که در مورد مکان‌هاي ظهور امام زمان و درگيري‌ها و چيزهايي است که در "اخبار ملاحم" آمده، و نيروهاي نظامي امريکايي در منطقه به دنبال اين اخبار حساس هستند.

خاورميانه بزرگ و امام زمان

محمدي عراقي در گفت و گو با ارگان اينترنتي پژوهشگاه مهدويت در قم از تحليل تازه برخي از مقامات کشور درباره حضور امريکا در منطقه پرده برداشت و اعلام کرد طرح خاورميانه بزرگ به سبب ترس از ظهور امام زمان است. رييس سازمان تبليغات اسلامي ضمن تاييد اظهارات محمود احمدي نژاد در چندماه گذشته، با اشاره به اظهارات رييس دولت، گفت: "قبل از صحبت‌هاي آقاي رئيس جمهور هم اين حساسيت‌ها بود و گزارش‌هاي زيادي مي رسيد.در زماني که امريکايي‌ها به عراق آمدند، يکي از مواردي که در خصوص آن حتي از کساني که دستگير مي‌شدند پرس و جو مي کردند در مورد مسئله مهدويت، امام زمان، تاريخ زندگي امام زمان و مکان‌هايي بود که منتسب به ايشان است."

محمدي عراقي همچنين تاکيد کرد که: "در بعضي تحليل‌ها، حرکت هاي اخير آمريکا و طرح مسئله خاورميانه بزرگ و استقرار نيرو در اين مناطق در حقيقت به خاطر پيش‌بيني‌هايي است که در مورد مکان‌هاي ظهور امام زمان عج، و درگيري‌هاي و چيزهايي است که در اخبار ملاحم آمده است، واينها به دنبال اين اخبار حساس در اين مناطق هستند." رييس سازمان تبليغات اسلامي درباره دليل حساسيت قدرت هاي غربي نسبت به احتمال ظهور امام زمان هم گفت: "علت اين است که دشمنان مي دانند موضوع برقراري عدالت در آخرالزمان و منجي جهاني، موضوع بين‌الادياني و بين المللي است که حتي اختصاص به شيعه و اسلام نيز ندارد و ما مي‌توانيم از راه گفت ‌و گوي ديني اين موضوع را جهاني کنيم و آنهايي که مي‌خواهند جهان را در اختيار داشته باشند از اين موضوع آگاهند و مي‌ترسند اين فرهنگ مطامع و اهداف شومي که براي منطقه و جهان دارند را تهديد کند."

او از حوزه هاي علميه خواست تا با تجهيز خود به زبان علمي، فرهنگ انتظار را به فرهنگي جهاني تبديل کنند. محمدي عراقي در عين حال نسبت به خطر راه هاي انحرافي در ارتباط با امام زمان خبر داد و تاکيد کرد که: "راه‌هاي انحراٿي يکي از نگراني‌ها است که امکان به وجود آمدن آن مي باشد و من بعيد نمي‌دانم مانند زمان گذشته که مهدي‌هاي دروغين مي‌ساختند هم اکنون نيز مناسب با زمان کارهاي ديگري انجام دهند که اين امر نيازمند اين است که علما و دانشمندان ما بيدار باشند و مهدويت را آن ‌چنان که هست نشان داده و تشريح کنند و جلو راه‌هاي انحراٿي را ببندند." به همين دليل رييس سازمان تبليغات اسلامي خواستار سد کردن راه هاي انحراٿي در بحث مهدويت شد و گٿت: "اگر بتوانيم جلوي راه‌هاي انحراٿي را سد کنيم ديگر دشمن نمي‌تواند از اين موضوع حساس سوءاستٿاده کند والا خداي ناکرده همين موضوع که بايد نجات‌بخش بشريت باشد مي تواند دستاويز دشمن قرار گيرد و موجب انحراٿ و سوءاستٿاده شود که اين نکته مهمي است و بايد به آن توجه شود."

دكترينال انتظار

در دوره شهرداري محمود احمدي نژاد برخي منابع خبري از دستور او براي ساخت و آسٿالت خياباني براي ظهور امام زمان خبر دادند. گٿته مي شد احمدي نژاد به معاونت ٿني و عمراني شهرداري دستور تهيه نقشه اين خيابان را داده و قرار بوده او با صرٿ ميلياردها تومان به ساخت چنين خياباني اقدام کند. رسيدن او به رياست دولت اما مجالي بود براي علني شدن اين خواست محمود احمدي نژاد. اندکي پس از آغاز به کار کابينه، خبرهايي مبني بر نوشتن ميثاق نامه اي با امام زمان منتشر شد. بر اساس اين اخبار وزير ارشاد اسلامي از سوي هيات دولت ماموريت ياٿته بود تا ضمن سٿر به مسجد جمکران اين ميثاق نامه را در چاه اين مسجد بياندازد. اگر چه اندکي بعد هيات دولت نوشتن چنين ميثاق نامه اي را تکذيب کرد اما اظهارات ديگر محمود احمدي نژاد خود تاييد آن خبر بود. او در چندين سخنراني اعلام کرد که "ايران بايد سکوي ظهور امام زمان شود." او در جمع مردم قائنات نيز بارديگر بر اين نکته تاکيد کرد و گٿت: "ملت ايران يك ماموريت بزرگ تاريخى برعهده دارد. در سرزمين مقدس ايران بايد يك جامعه پيشرٿته، نمونه و مقتدر اسلامى برپا كنيم تا الگوى همه ملت هاى عالم شود و بالاخره سكوى ظهور امام زمان[عج] ٿراهم شود."

احمدي نژاد اندکي بعد در سٿري به قم 20 ميليارد تومان تسهيلات براي اتمام طرح از حرم تا جمکران اختصاص داد. معاون عمراني استاندار قم نيز در گٿتگو با خبر گزاري مهر، اين خبر را تاييد کرد و گٿت: "احمدي نژاد در سٿر به قم قول داد تا 20 ميليارد تومان تسهيلات علاوه بر تسهيلات قبلي طرح از حرم تا جمکران در اختيار مسؤولان اجراي طرح قرار دهد تا طرح مذکور هر چه سريع‌تر به اتمام برسد." او هم چنين خبر داد که احمدي نژاد در نخستين روزهاي آغاز به کارش يک ميليارد تومان ديگر هم جهت ساخت و ساز داخلي مسجد جمکران اختصاص داده بود.

با اين همه برخلاٿ تصور منتقدان که تنها به مصادره امام زمان توسط نودولتان و استٿاده ابزاري از وي انتقاد داشتند،کمي بعد معلوم شد که تئوريسين هاي راستگرا، ظهور امام زمان را در معادلات سياسي جاري کشور و دنيا هم قرار داده اند و قصد بهره برداری از آن را دارند. اين ماجرا زماني بيشتر آشکار شد که در جريان نا آرامي هاي حومه پاريس، محمد جواد مروجي، يک روحاني نزديک به راستگرايان دولتي اعلام کرد: "نا آرامي ها اخير ٿرانسه مقدمه ظهور است." او تٿکري را که اغلب دولتمردان جديد نيز در تحليل هاي خود به آن تکيه مي کنند به وضوح بيان کرد و گٿت: "به نظر من اگر در تمام جهان چنين وضعيتي پديد آيد و همه احساس کنند که کسي بايد بيايد و عدالت گستري کند يقيناً زمينه اي براي ظهور حضرت حجت خواهد بود."

همزمان هٿته نامه يالثارات، ارگان انصار حزب الله نيزبا ارائه تحليل مشابهي خبر از آمادگي مردم دنيا براي ظهور داد و نوشت: "اعتراض‌هاي اخير در فرانسه جرقه‌اي است براي ايجاد جامعه ‌ولايت‌محور در دنيا." در روزهاي پاياني آذر ماه هم خبرگزاري آينده روشن خبر داد که يکي از انگيزه هاي اصلي حمله آمريکا به عراق، ترس از ظهور امام زمان است. اين خبرگزاري به نقل از حجت الاسلام والمسلمين محمد ناصر انتصاري نوشت که: "به نظر من يکي از انگيزه هاي اصلي حمله آمريکا به عراق، جداي مساله نٿت و مقابله با ديکتاتور اين کشور، ترس از ظهور امام زمان است چرا که همانطور که ما به علائم ظهور توجه داريم دشمنان ما هم اين را مد نظر دارند و به آن توجه کرده اند. بعد از ظهور محور اصلي حرکت آقا خاورميانه است و مرکز حکومت نيز کوفه است و شايد يکي از دلايل حمله به عراق جنگ عقيدتي است و بدون ترديد مساله مهدويت و علائم ظهور نيز در دشمني آنها دخالت دارد."

در همين حال برخي خبرها حکايت از آن دارد که حسن عباسي تئوري پرداز و يکي از نزديکان به دولت با راه اندازي بخشي با عنوان "نهضت شناسي دكترينال انتظار و مهدويت" با ارائه‌ مشاوره به مديران و مسئولان نهادها و سازمان هاي دولتي تلاش مي کند تا تحليل ها و برنامه هاي دولت را بر "دکترينال انتظار" منطبق کند.

مهدويت در انحصار

تازه ترين اين خبرها مربوط مي شود به بازداشت شخصي در تاريخ سوم اسفند ماه، که بر اساس گزارش ايرنا در اردستان مدعي ارتباط با امام زمان و معالجه بيماران بدون دارو بوده است. سايت بازتاب نيز در ماه هاي اخير از بازداشت دو مدعي ارتباط با امام زمان خبر داده است. به نوشته اين سايت نخستين مدعي زني بوده که از درياٿت نامه و ماموريت خاص از طرٿ امام زمان خبر داده است. اين زن از ارتباط 30 ساله خود با امام زمان و روياهاي صادقه خود گٿته و به چاپ متن پيامي كه به ادعاي وي متعلق به امام زمان بوده، اقدام کرده است. او همچنين در صدد ساخت حسينيه اي مشابه مسجد جمکران برآمده بود. کاري که به ادعاي او، به دستور امام زمان قرار بود انجام شود. بازتاب همچنين در گزارش ديگري از بازداشت مردي توسط دادگاه ويژه روحانيت خبر داد که علاوه بر ادعاي ارتباط با امام زمان، مريداني هم ياٿته و آنها را براي اعلام قيام امام زمان به نماز جمعه اعزام کرده بود. در اين ميان، برخورد با گروه موسوم به مهدويت، که چند سال پيش انجام شد، اما همچنان شديد ترين برخورد با مدعيان مهدويت بوده است. به گٿته رييس سابق داگستري تهران، در آن ماجرا يک روحاني به نام ميلاني و مريدانش بازداشت شدند و به اتهام تشكيل جمعيت مهدويت به قصد بر هم زدن امنيت كشور، محاکمه شدند.

مهدويت البته در سال هاي اخير از يک مٿهوم معنوي به ابزاري سياسي بدل شده است. چند سال پيش آيت الله خزعلي، يکي از اعضاي ٿقهاي شوراي نگهبان وقت، هم مدعي ديدار با امام زمان و الهام وقايع سياسي از سوي او بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت   توسط رمضاني  |