طبق عادت فكر ميكنيم اگر دشمنانمان را بهنام بشناسيم، پروسه «دشمنشناسي» درحد كامل صورت پذيرفته است. هر روز از رسانهها و تريبونهاي مختلف، دشمنان اين مرزوبوم بهنام معرفي ميشوند. ميتوان ادعا كرد هيچ فرد ايراني نيست كه واقف نباشد بدخواهان و كينورزان كيان و آيين او كدام دولتها هستند؛ اما بهنظر نميرسد اغلب مردم، همپاي اين دريافت و آگاهي ابتدايي از دشمن، درخصوص علت و ماهيت دشمني اطلاع كافي داشته باشند. درواقع هركدام از آنها صرفا پاره و قسمتي از قضيه را درك كردهاند، مثلا ميدانند كه ايالاتمتحده، انگليس و يا رژيم صهيونيستي با ايران، مردم ايران و نيز با نظام اسلامي برآمده از بطن انقلاب مردمي آن سر ناسازگاري دارند و ميخواهند استقلال ما را از بين ببرند و رژيم صهيونيستي در تقابل كامل و آشكار با نظام اسلامي قرار دارد. تهديدهاي عيني اسرائيل عليه جمهوري اسلامي آشكارتر از آن هستند كه بر كسي پوشيده بمانند. اين سطح از آگاهي، عام و خاص را بهيكسان شامل ميشود اما بهراستي از تمامي طيفهاي جامعه، اعم از تحصيلكرده يا مردم عادي، چه تعداد افراد را ميتوان برشمرد كه درحد مطلوب واقف باشند كه چرا اين رژيمها به تقابل با ما برخاستهاند؟ چرا كشورهاي ديگري نظير چين، اتريش، عربستان و... با ما دشمن نيستند؟ بدونشك افراد معدودي را ميتوان يافت كه قادر به پاسخگويي مطلوب به اين پرسشهاي بنيادين و بسيار تعيينكننده باشند. اين در حالي است كه اگر محافل آكادميك، مطبوعات، مراكز سياسي، احزاب و... به وظيفه خود در معرفي اين دشمنان و علت واقعي دشمني آنها، بهدرستي عمل كنند و صرفا به ذكر پارهاي علل كليشهاي و سطحي اكتفا ننمايند، مطمئنا مردم هوشمند، ميهندوست و دينمدار ايران نهتنها با علم به مسائل سياست خارجي و امنيت ملي هرچه بيشتر در مقابل دشمنان هوشيار خواهند بود، بلكه هرگز كوچكترين تزلزلي درخصوص حمايت از نظام اسلامي در برابر دشمنان آن به خود راه نخواهند داد. واقعيت آن است كه متوليان امر ازآنجاكه به تبع دسترسي به اطلاعات همهجانبه و محرمانه درباره دشمنان انقلاب و ايران، درخصوص قطعيبودن كينهورزي عميق آنان نسبت به ايران و ايرانيان، آگاه و مطمئن هستند، اين تلقي در آنان كارگر ميشود كه شناخت آنان بهتنهايي از جانب همه كافي است و بنا به انتظار اعتمادطلبي، گاه از تشريح و تبيين مسائل و از تلاش براي تسريدادن آگاهي كافي به بطن جامعه غفلت ورزيده ميشود. دراينكه مردم ايران به مسئولان نظام اعتماد دارند، شكي نيست اما بهنظر ميرسد تشريح مسائل براي مردم، در جاي خود از اهميت خاصي برخوردار است. ازاينرو انتظار ميرود دانشگاهها، پژوهشگاهها و ساير مراكز توليد علم و نظريهپردازي، حساسيت بيشتري به مقوله سياست خارجي و امنيت ملي نشان دهند؛ ضمنآنكه اكنون پس از سپريشدن دوره حساس اوايل انقلاب، جنگ تحميلي و ساير بحرانها و در شرايطي كه كشور و نظام در دوره ثبات به سر ميبرند، وقت و امكانات لازم براي «دشمنشناسي» بهينه، توام با حوصله و همهجانبهنگر حاصل شده است تا پس از حصول شناسايي كامل، اطلاعات بهدستآمده در اختيار عموم جامعه ايراني نيز قرار گيرد. بيترديد در اولويتبندي دشمنشناسي جمهوري اسلامي ايران، نظر به تهديدات مستقيم و غيرمستقيم رژيم اشغالگر قدس، اين رژيم در صدر موارد ضروري براي شناسايي قرار دارد. شناسايي دقيق اين رژيم صرفا در قالب تركيب «رژيم صهيونيستي» يا «رژيم اشغالگر قدس» ميسر نخواهد شد. مسلما مباني فكري و تاريخي ظهور اين رژيم اشغالگر كه با برخورداري از يك ماهيت خاص، تاكنون توانسته است در اغلب كشورها و نقاط جهان اسلام رخنه كند و قدرتهاي بينالمللي و محافل متعدد جهاني را به حمايت از خود وادارد، جز با تامل، تعمق و كاوش دقيق، عميق و واقعبينانه ميسر نخواهد شد. اين رژيم از جنبههاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نظامي برخوردار است و لذا خنثيسازي سياستهاي تبليغي و پيبردن به ماهيت خطرناك آن، جز با وقوف به اين جنبهها ميسر نخواهد شد. درهمينراستا سعي كردهايم اين دشمن اصلي مردم و نظام جمهوري اسلامي و بلكه تهديد اصلي تمامي مسلمانان جهان را به بحث و بررسي گذاريم و از ابعاد مختلف و با نگاهي علمي و پژوهشي، آن را مورد مطالعه قرار دهيم. بيترديد هر نظامي، برمبناي تفكر خاصي شكل ميگيرد و درخصوص اسرائيل بايد گفت اين رژيم از ايده بنيادگرايانه «صهيونيسم» نشأت گرفته است. ابعاد رژيم اسرائيل، بهعنوان محصول و زاييده پديده صهيونيسم جهاني، هنوز بهطوركامل مشخص نشده است. اين شماره ماهنامه، پروژه زايش اسرائيل از صهيونيسم و برخي مقولات كمتر پرداختهشده درخصوص رژيم صهيونيستي را با هدف «دشمنشناسي» بهتر، مورد بررسي قرار داده است و مجموعه پژوهشهايي را در اين زمينه در اختيارتان قرار ميدهد.
منبع: http://zionism.blogfa.com/
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت   توسط مهدی
|