۱-تهیه و تنظیم محتوای درسنامه مهدویت به عنوان یک واحد درسی که آماده چاپ می باشد
۲-آموزش دانشجویان و علاقه مندان این زمینه در سه سطح مطالعاتی
۳-سلسله جلسات سخنرانی با استفاده از اساتید متخصص در موضوعات مرتبط با آخرالزمان
۳-ویژه نامه هایی در مورد ولادت امام زمان (عج) و نشانه های ظهور
۴-ایجاد سایت تخصصی مهدویت که هم اکنون در حال راه اندازی می باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این آدرس ایمیل بزنید: mahdaviat@isu.ac.ir

یك كتاب چاپ اسرائیل ادعای رژیم صهیونیستی درباره كشتار یهودیان را صرفاً دروغی بزرگ برای پایهگذاری این رژیم در سرزمینهای اشغالی ارزیابی كرد و از مشاركت سران یهود با هیتلر خبر داد.
روزنامه اماراتی «الاتحاد» دیروز نوشت: «پروفسور» «یهودا ریج»، استاد تاریخ معاصر دانشگاه «بن گوریون» در شهر «نقب»، اوایل ژوئیه جاری یكی از خطرناکترین كتابهای تاریخ اسرائیل را با عنوان «یهودیان در جنگ نازیسم» منتشر كرد كه در آن برای اولین بار بر دروغ بزرگ و جهانی «ظلم نازیسم علیه یهودیان» یا همان «هولوكاست» (آدمسوزی) كه اسرائیل آن را ترویج میكند، تأكید شده است».
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از «الاتحاد»، در این كتاب هولوكاست و ظلم و ستم نازیسم در حق یهودیان در جنگ جهانی دوم دستاویزی برای صهیونیستها برای ایجاد دولت یهود در سال 1948 ارزیابی شده است.
آن چه باعث هیاهو شده، این است كه این كتاب نه به قلم عربها یا آمریكاییها و اروپاییها، بلكه به قلم یك استاد دانشگاه اسرائیلی است و این قلم اسرائیلی حقایقی را بیان داشته كه «تل آویو» سالهاست درصدد پنهان كردن آن است و ادعاهای دروغین و پوچ رژیم صهیونیستی را برملا میکند.
در این كتاب 455 صفحهای، علاوه بر جزئیات این دروغ بزرگ اسرائیل آمده است: دهها نفر از سران یهود از برجستهترین اعضای حزب نازیسم و از مهمترین معاونان «هیتلر» بودند كه با رتبههای نظامی و فرماندهی بالا در جنگ جهانی دوم مشاركت مستقیم داشتند، برنامههای جنگی آلمان را طراحی میكردند و نظارت بر اردوگاههای آلمانی اسرا و بازداشتگاههای ویژه یهودیان و غیریهودیان نازیسم بر عهده آنان بوده است.
در این كتاب همچنین به نام و پست نظامی هر یك از یهودیانی كه در جنگ جهانی دوم در ارتش نازیها به فرماندهی «هیتلر» شركت داشتهاند، اشاره شده است.
روزنامه «لوموند» فرانسوی نیز نوشت، یك رهبر سابق سرخپوشان بومی كانادا نیز كه "هولوكاست" را رد كرده و گفته بود یهودیان یك «بیماری» و «زخمی» برای جامعه هستند، از سوی دادگاه به «ترغیب به نفرت» علیه یهودیان متهم و به پرداخت 1000 دلار جریمه محكوم شد. «دیوید آهناكیو» 71 ساله، رهبر سابق«مجمع ملت های اولیه»، بزرگترین سازمان بومی در كانادا، ممكن بود به شش ماه حبس نیز محكوم شود و شاكیان او كه اساساً سازمانهای یهودی بودند از دادگاه «ساسكاچوان» خواستار 2000 دلار جریمه برای او شده بودند.
دولت اسرائیل «آهناكیو» را «عنصر نامطلوب» اعلام كرده است و سایت كانادایی «كانوئه» در اینترنت از خشم كنگره یهودیان كانادا خبر میدهد كه شهر «مونترآل» را متهم كرده، اموال شخصی «آدولف هیتلر» را به حراج گذاشته است. در واقع، چهار تابلوی دیكتاتور سابق آلمان و همینطور دو كارت پستال كه به امضای اوست، اخیراً در هتلی در شهر «مونترآل» به حراج گذاشته شد كه خشم یهودیان این كشور را برانگیخت. گفتنی است 15 هزار یهودی بازمانده جنگ جهانی دوم در كانادا زندگی میكنند كه 8000 نفرشان در استان فرانسوی زبان «كبك» به سر میبرند.
روزنامه «لوكوریه» سوئیسی نیز خبر داد كه این روزها صندوقهای پستی خانهها در شهر «ژنو» و یا «لوزان» مملو از شبنامههایی است كه در آنها هولوكاست «چرند» نامیده شده است. به گزارش این روزنامه، این موضوع حدوداً دو سال پیش شروع شده، اما چند هفتهای است كه افزایش پیدا كرده و به یك اپیدمی تبدیل شده است.
خاخام اطریش با تاكید بر اینكه صهیونیستها خطرناكترین فرقه مذهبی در قرن 21 هستند، گفت: این فرقه توسط افرادی به وجود آمد كه هدف آنان ایجاد دنیای بیخدا برای كنترل اقتصاد جهانی است.
به گزارش فارس از محل اجلاس بینالمللی تعامل سازنده ادیان چارچوبی برای نظم جهانی خاخام فریدمن، خاخام اطریش، در سخنانی با بیان اینكه در این كنفرانس رهبران زیادی از ادیان مختلف، شركت داشتند گفت: امیدوارم اكنون بتوانیم درباره اجرای صحبتهای انجام شده حركت كنیم.
وی با اشاره به نقش مهم مذهب، ایجاد نظم در جامعه و گفتوگو بین ادیان و نقش ادیان توحیدی در تفاهم جهانی گفت: بدیهی است در دنیا اعتقادات عمیق مذهبی قویترین مبنا برای زندگی روزمره بود و میتواند مبنایی برای نظم سیاسی همه كشورها باشد.
چند سال است كه قدرتهای جهانی برای از بین بردن خدا باوری تلاش میكنند چنانكه بلشویكها درتاریخ این كار را انجام دادند و حكومت شوروی تلاش كرد اعتقادات مذهبی مردم را از بین ببرد.
همچنین بعضی افرادی كه ماسك مذهبی دارند در این راه نیز حركت میكنند.
خاخام اطریش با تاكید بر اینكه صهیونیستها خطرناكترین فرقه مذهبی در قرن 21 هستند گفت: این فرقه توسط افرادی بوجود آمد كه هدف آنان ایجاد دنیای بیخدا برای كنترل اقتصاد جهانی است در این راستا یهودیان راست آئین، خطر را حس كرده و ما هم با ایجاد هر نوع ایجاد دولت به نام آئین یهود مخالفیم.
وی افزود: هولوكاست بهانهای علیه مسلمانان شد كه این امری خلاف حقوق بینالملل است از این رو ما معتقدیم گفتوگوی بین ادیان ابزاری خوب برای ایجاد نظم در جهان است.
فریدمن تصریح كرد: صهیونیسم مبتنی بر سكولاریسم است و هیچ ارتباطی با آئین یهود ندارد.
وی تاكید كرد: انتشار كاریكاتورهای موهن علیه پیامبراسلام وسیلهای برای تحقیر مسلمانان بود از ین رو از دید مذهبی كسانی كه مسئول انتشار آنها بودند و كسانی كه آنها را چاپ كردند و از این عمل حمایت كردند و سعی در تشدید برخورد مذاهب داشتند هم در مقابل این عمل مسئولند.
فریدمن اضافه كرد: آزادی بیان اروپا معتبر نیست بلكه بهانه است. مقامات قضایی اروپا در قانون اساسی آزادی مذهب را پیش بینی نكردهاند، آزادی بین ادعایی در اروپا بهانهای برای دست یابی به اهداف سیاسی توسط رسانههای صهیونیستی است.
فریدمن با بیان اینكه بنیادگرایی یعنی اعتقاد به بنیانهای مذهبی و خدا گفت:بینادگرایی مذهبی بنابر صلح عادلانه است. از این رو بسیاری از غربیان با آن مخالفند در این صورت من یك بنیادگرا هستم زیرا این بینادگرایی به صلح منتهی میشود.
خاخام اطریش در پایان گفت: امیدوارم یهودیان و مسلمانان با سقوط صهیونیستها با هم زندگی صلحآمیزی را آغاز كرده و نقش ایران در این زمینه بسیار مهم است.
پروتكلها براي نخستين بار اندكي پس از جنگ جهاني اول از زبان روسي به انگليسي ترجمه شد و باوجود آن كه چهل و هفت سال از زمان بر ملا شدن آن مي گذرد هنوز اين سه واژه مفهوم روشني در ذهن عرب ها ندارد.
حتي در ميان عربهاي سياست پيشه ، چه در دنياي عرب وچه در چه در ساير كشورهاي جهان ، شمار بسيار اندكي هستند كه از مفهوم پروتكلها ومقاصد جهنمي آن اطلاع كافي داشته باشند. ميزان آشنايي روزنامه ها ونشريات عربي از پروتكلها نيزمتفاوت است . بسيار اندكند روزنامه نگاران و دستندركاران مطبوعاتي كه اين تصميمات سري يهود را باهوشياري برسي كرده ، آنها راكاملا شناخته و به سرچشمه هاي آن در تلمود ، كه تا به امروز 18 قرن از آغاز وضع آن و حدود 14 قرن از زمان تكامل آن در قرنها 4و 5 ميلادي در بغداد مي گذرد ، راه يافته باشند . آراي عمومي جهان عرب ، اعم از خواص و عوام ، نيز وضعيتي بهتر از توده نشريات عربي ندارد. اين همه در حالي است كه در چاپ هشتادو يكم -1958- متن انگليسشي كتاب استبلابر جهان از طريق يك حكومت جهاني يا پروتكلهاي دانشوران صهيون ، آمده است كه تا كنون بيش از يك ميليون نسخه از اين كتاب به زبان اتگليسي ، به فروش رسيده است.
از سال 1948 به بعد همواره اخبار جنايات وحشيانه و خونين يهود در فلسطين همچون كشتار دير ياسين ، طبريا ، ناصرالدين ، قبيهُ ، غزّه ، نحالين وديگر فجايعي را كه اين قوم ، در محدوده هاي متفاوت اما بر خواسته از روحيه توحش و بي بندو باري اخلاقي ، مرتكب مي شوند ، تكرار مي كنيم ، ليكن براي پرده برداشتن از راز وحشتناك نحفته در روحيه يهودي- صهيونيستي و انگيزه آن ، كمتر به عمق موضوع توجه كرده ايم ، اگر به خواهيم به اين راز كه يهوديان نسل اندر نسل براي يكديگر به ارث گذاشته اند ، پي ببريم بايد پروتكلهاي دانشوران صهيون را بدانيم ، چرا كه در آن خبرهاي يقين آوري است.
صهيونيسم پوشش خارجي يهوديت جهاني است.
صهيونيسم، فراماسونري و يهوديت جهاني هر سه يك چيز است.
وضعیتی كه نه سال قبل به ترور اسحاق رابین منجر شد، با وضعیت كنونی شارون و اعضای حكومتاش از جمله وزرا و فرماندهان ارتش و دیگر نزدیكانش تفاوت زیادی دارد. اكنون راستگرایان افراطی شارون و نزدیكانش را به علت ارائه طرح یكجانبه عقبنشینی از نوار غزه و برچیدن چند شهرك در شمال كرانهباختری به چشمپوشی از ”سرزمین اسرائیل“ متهم میكنند.
در زمان رابین هیچ كس فكر نمیكرد كه حتی در بدترین شرایط یك یهودی، برادر یهودی خود را به هر دلیلی حتی اختلافات سیاسی به قتل برساند. اما ترور رابین این ارزش اخلاقی یهودی را كه یهودیان صهیونیست به آن میبالیدند، از بین برد.
ترور رابین در این روزها، دوباره در اذهان صهیونیستها تداعی شده و انگار كه دیروز اتفاق داده است. علت این امر نیز به تشدید تهدیدهای راستگرایان صهیونیست كه مشابه تهدیدات آنها در دوره رابین میباشد، باز میگردد. رابین بخشی از سرزمین فلسطینیان را به صاحبانش باز گرداند، بدون این كه به اشغال بقیه مناطق پایان دهد و تلاشی جدی از خود برای بازگشت به مرزهای 1967 نشان دهد و از سوی دیگر، توافق بر سر مسائل اساسی را به مذاكرات نهایی موكول كرد. همین امر باعث شد كه حكومتهای بعدی كلیه توافقنامههای منعقد شده در زمان رابین و بعد از او را ملغی اعلام كنند. این توافقنامهها با مشاركت حزب كار منعقد شده بود و این حزب نتوانست حتی بندی از آنها را اجرا كند و یا حتی كرسی قدرت را حفظ كند. شارون كه از اولین بانیان و داعیان شهركسازی به شمار میرود، اكنون به معامله بر سر ”سرزمین اسرائیل“ و تخلیه شهركهای یهودی متهم است. وقتی وی طرح جداسازی یكجانبه خود را به حزب لیكود عرضه كرد، مخالفان این طرح در یك اقدام بیسابقه علیه او بسیج شدند و توانستند راستگرایان را علیه طرح محبوبترین نخستوزیر رژیم صهیونیستی در طول تاریخ این رژیم بشورانند. دامنه فعالیت راستگرایان علیه شارون در این حد متوقف نشد و به این پیروزی بر شارون بسنده نكرده و به مخالفت گسترده با او روی آوردند تا از این طریق، نخستوزیر را از اجرای این طرحش بازدارند، اما وقتی وی رفراندوم را دور زد و تصمیم گرفت به راه خود برای عمل به قولی كه به آمریكاییها مبنی بر عقبنشینی از نوار غزه داده بود و در مقابل آن امتیازاتی از حكومت آمریكا دریافت كرد، ادامه دهد، دایره مخالفت، اعضای كابینه و نمایندگان پارلمان را نیز در برگرفت. به دنبال گستردش مخالفتها و استعفا و بركناری تعدادی از وزیران، شارون مجبور شد با ”كابینه اقلیت“به كارش ادامه دهد. گر چه صدای نمایندگان موافق و مخالف پس گرفتن رأی اعتماد از حكومتش به یك اندازه بود و شارون موفق شد، مجددا رأی اعتماد بگیرد و از فروپاشی حكومتش جلوگیری كند، اما كابینه وی با تنگناها و مشكلات عدیدهای مواجه شد. البته این تنگناها و بنبستها برای شارون كه به كرسی قدرت چنگ انداخته و خود را برای رقابت در انتخابات آینده آماده میكند، زیاد مهم نیست و از سوی دیگر، راستگرایان افراطی پس از بسته شدن پرونده فساد مالی وی، از خارج ساختن او از گردونه قدرت ناامید شدهاند و اكنون كشمكش میان او و مخالفانش به تنش میان یك فرد صاحب نفوذ و قدرت و یك اقلیت (كه بر مبنای اصول غیرقابل مناقشهاش تنها خود را صاحب حق میداند و جز سلاح انتقاد چیزی در اختیار ندار)، تبدیل شده است. لذا چنین مخالفتی تنها یك نتیجه میتواند در بر داشته باشد و آن همان نتیجهای است كه عاملان قتل رابین به آن رسیدند و او را خائنی مستحق مرگ دانستند.
شارون به خصوص پس از تهدیدات خاخامهای متعصب و افراطی، در انتظار این سرنوشت است. البته ترور شارون پیامدها و تبعات گستردهتری خواهد داشت ؛ چرا كه اكنون قدرت كاملا در قبضه راستگرایان است و مثل زمان رابین نیست كه قدرت در دست چپگراها بود. هماكنون حكومت در اختیار راستگرایان افراطی است و میتوانند داوطلبانی را برای تحقق آرزوی خیلیها مبنی بر كنارگذاشتن شارون به هر نحوی كه باشد، به كار بگمارند.
به این علت، شارون هنگامی كه اعلام كرد، به احتمال زیاد یك یهودی در كمینش نشسته است تا در لحظه مناسب تیر خلاص را به سمت او شلیك كند، هیچ شكی نداشت. با وجودی كه نخستوزیر دولت عبری اظهار داشت كه بدون هیچ ترسی به راه خود ادامه میدهد، اما جامعه صهیونیستی این مسأله را تهدیدی واقعی قلمداد كرد و خواستار جلوگیری از وقوع آن شد ؛ به خصوص این كه قبلا مسؤول شاباك نیز از تلاش یك صهیونیست برای ترور شارون و یا یكی از نزدیكان و فرماندهانش در موقع مناسب خبر داده بود.
اظهار نگرانی در این خصوص صرف یك سخن گذرا نیست، بلكه امروزه به دغدغه اصلی مردم و سرویسهای امنیتی تبدیل شده است و به نزدیككردن دیدگاهها و نقطهنظرات شهركنشینان و حكومت كمكی نكرده و حتی بر شدت این اختلافات نیز افزوده است و بخشهایی از نهادهای قدرت و جامعه صهیونیستی، شهركنشینان را به تلاش برای ترور شارون جهت متوقف ساختن روند عقبنشینی از نوار غزه (كه هنوز هم آغاز نشده است و نشانههای دال بر آغاز آن وجود ندارد) متهم كردند. به دنبال این اتهام به شهركنشینان، رهبران این قشر جامعه صهیونیستی اتهامات انتسابی به خود را رد كردند.
به نظر میرسد كه رئیس شاباك نسبت به وقوع این گونه حوادث، آگاه و هشیار است و به همین خاطر عمدا اعلام كرد كه یك نفر در كمین شارون نشسته است. وی به خوبی میدانست كه میتواند با این سخن، شهركنشینان و راستگرایان افراطی را خشمگین كند و رهبران شهركنشینان را به تكذیب چنین تلاشهایی برای ترور شارون وا دارد و بدین وسیله از وقوع این حادثه احتمالی جلوگیری كند. همین مسأله نیز اتفاق افتاد و شهركنشینان این امر (یعنی تلاش برای ترور شارون) را تكذیب كردند و پس از آن رئیس شاباك در برابر نمایندگان مجلس اظهار داشت كه سخنان وی خطاب به راستگرایان تندرو بوده نه شهركنشینان و كلیه راستگرایان.
ناظران سیاسی این اقدام رئیس شاباك را تلاش برای جلوگیری از وقوع یك حادثه احتمالی تلقی كردند و خیلیها نیز آن را به باد تسمخر گرفتند و بر معرفی این شخص و تحویل وی به دادگاه تاكید كردند و از شاباك خواستند كه به جای سخن گفتن از وجود چنین شخصی، وی را دستگیر كرده و دست از هشدار و اشاره به ”جنایت قبل از وقوع“ بردارد. در این راستا، شاباك از اطلاعات اندك خود در مورد محافظهكاران و حساسیت این مسأله سخن گفت و اعلام كرد كه ممكن است قاتل شخصا تصمیم به انجام این كار بگیرد، مانند آنچه برای رابین اتفاق افتاد و یا این كه جمعی در این مسأله دست دارند و میخواهند شارون را از میان بردارند. از سوی دیگر، غیر از شاباك همه سرویسهای اطلاعاتی نیز این مسأله را تایید كردهاند.
این نگرانی و اضطراب رهبران رژیم صهیونیستی فعالیت و تردد آنها را با مشكل مواجه كرده و باعث شده است كه تحركات شارون محدود شود و تحت تدابیر شدید امنیتی از یك نقطه به نقطهای دیگر سفر كند و نیروهای امنیتی نیز در طول مسیر به صورت گسترده مستقر شوند و از وی محافظت كنند. حتی بعضی اوقات جادههای محل عبور خودروی شارون بسته میشوند. به عنوان مثال، وقتی وی نزد یوسف عبادیا رئیس حزب شاس برای عرض تسلیت به مناسبت درگذشت یكی از بستگانش رفته بود، تمامی جادههای منتهی به منزل عبادیا بسته شد و نیروهای امنیتی نیز به شكل گستردهای در پشت بامها و منطقه مستقر شدند.
اوضاع كنونی، حكومت صهیونیستی را علیرغم این كه حكومتی صرفا محافظهكار است، با چالشها و نگرانیهای زیادی به خصوص از ناحیه راستگرایان افراطی مواجه خواهد كرد. این نگرانیها، به خطراتی (از طرف فلسطینیان) كه همیشه وجود داشته و وزرا را در هر آن تهدید میكند، اضافه شده است. این مسائل مجموعا بر فعالیت حكومت و تلاش آن برای تامین امنیت جامعه صهیونیستی و شكوفا كردن اقتصاد آن كه حكومت محافظهكاران در تحقق آن شكست مفتضحی متحمل شده است، تاثیر منفی خواهد گذاشت. در حالی حكومت شارون در این عرصهها با شكست مواجه میشود كه با كشتار روزانه و بی حد و حصر فلسطینیان، تخریب منازل و منابع حیاتی آنها و ادامه ساخت دیوار حایل توانسته در نقض قوانین و ضوابط بینالمللی موفقیت چشمگیری كسب كند. از سوی دیگر، كلیه اقدامات سركوبگرانه حكومت ”اسرائیل“ برای حذف انسان فلسطینی از سرزمین مبارك فلسطین و یا متوقف ساختن مقاومت كه هر روز از شیوههای جدیدی برای مقابله با سلاحهای پیشرفته دشمن بهره میگیرد و دیوار نژادپرستانه را پشت سر میگذارد، با شكست مفتضحی مواجه شده است. این شكست باعث افزایش خوی وحشیگری صهیونیستها و تشدید بیماری هیستری در میان آنها میشود كه جز با كشت و كشتار و ارتكاب هر چه بیشتر جنایات جنگی ـ كه كشورهای جهان حتی برای خشمگین نكردن پدر نامشروع اسرائیل آن را بر نمیتابند ـ تسكین پیدا نمیكنند.
با وجودی كه رژیم صهیونیستی به حكم اخیر دیوان دادگستری بینالمللی لاهه بیاعتنایی و راستگرایان صهیونیست، این دادگاه را به جانبداری از طرف فلسطینی متهم میكنند، اما بالاخره حكم این دادگاه برای توقف ساخت دیوار و یا تغییر مسیر آن به نگرانیهای حكومت اسرائیل خواهد افزود.
همچنین باب مذاكرات در مورد فعالیتهای هستهای رژیم صهیونیستی، علیرغم تلاش این رژیم برای سرپوشنهادن بر آن گشوده شده است و دیدار البرادعی از تلآویو توجه جهانیان را به این نوع فعالیت دولت عبری جلب كرده است.
تحولات كنونی ”اسرائیل“ و سخن گفتن از نگرانیهای جدید و قدیم آن، بیانگر این نكته است كه یك جرقه ممكن است آتشی را بیافروزد كه خاموش كردن آن مشكل باشد و تغییراتی اساسی در حضور ”اسرائیل“ در منطقه ایجاد كند. این جرقه ممكن است یك گلوله باشد كه از كلت یك راستگرای افراطی شلیك میشود و سركرده حكومت تلآویو و جریان راستگرا را نشانه رود. در این هنگام رژیم صهیونیستی پدر جنایتكار خود را از دست خواهد داد و ترور سیاسی در میان جامعه صهیونیستی نیز رسوخ پیدا میكند و به مسألهای عادی تبدیل میشود. شارون آشكارا از این نگرانی خود سخن میگوید و بارها گفته است كه احساس ناامنی میكند. احتمال دارد این جرقه زلزلهای با شدتی بیشتر از زلزله چند روز قبل در منطقه پست اردن باشد و این مرتبه در نزدیكی نیروگاه اتمی دیمونا اتفاق بیافتد و منطقه را به ورطه نابودی بكشاند.
همچنان زمان تا این لحظه به نفع اسرائیل است، اما زمان در هر لحظه دچار دگرگونیهای میشود كه ممكن است به ضرر دولت عبری تمام شود. آنچه مؤید این مدعاست، خطرات و چالشهای عمدهای است كه رژیم اشغالگر قدس با آنها دست و پنجه نرم میكند و چه بسا این خطرات و نگرانیها جنبه عملی پیدا كند و حكومت اسرائیل با تمامی توان خون نتواند با آن مقابله كند.