تبليغاتX
مبارزه با صهیونیسم
نهضت مبارزه با صهیونیست ها

تاريخچه و پيشينه هاليوود:

وقتي که سينما در سال 1890 اختراع شد، بسياري آن را جدي نگرفتند. در آغاز، سينما کاملاً تفنني تلقي مي شد. در سالهاي 1916 و 1917 با ورود برخي از سينماگران حرفه اي و با ساخت فيلم هاي جذاب اين هنر رونق گرفت. ساخت استوديوهاي شش گانه آمريکايي در دهه 1920م، هاليوود را در حومه شهر لوس آنجلس تشکيل دادند و تا 30 سال بعد از آن هاليوود حاکم مطلق اين هنر بود. صاحبان اين کمپاني ها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند. اين عده شامل برادران وارنر، ساموئل گلدن، لويي ماير، کارل لمله، ادولف زوکر و ويليام فاکس مي شدند. آنها از هر چيزي براي موفقيت فيلمهايشان استفاده مي کردند. استفاده ابزاري از زنان، سيستم ستاره سازي، طرح و ساخت موضوعات غير اخلاقي، خشونت، اسطوره سازي، ترويج خرافات و جادو و از اين قبيل جزء برنامه هاي اصلي هاليوود بود. سياستمداران آمريکا براي اينکه مديريت افکار عمومي را بدست گيرند، از اين صنعت خوب استفاده کردند. براي صاحبان قدرت و سرمايه در آمريکا اين امر اثبات شده است که نمي توان بدون مديريت افکار عمومي بر جهان سلطه پيدا کرد، افکار عمومي در داخل و خارج کشور باري پيش برد اهداف بسيار مهم است تا زمينه رواني مناسبي فراهم نباشد، استراتژي ها و اقدامات پيش نخواهد رفت. آمريکا و غرب از اين صنعت براي تحقق اهداف و منافع خود در جهان بويژه جهان اسلام به خوبي استفاده کرده است. در همين راستا در دهه اخير جهان استکبار با توجه به ابزارها و اهرم هاي تبليغاتي که در اختيار دارد، به يک تهاجم گسترده فرهنگي عليه دنياي اسلامي دست زده است. شيوه ها و ابزارهاي آمريکا و غرب براي اسلام زدايي و اسلام ستيزي بسيار متنوع است.

امروزه قدرت پيام از مهم ترين عوامل اقتدار اجتماعي کشورها محسوب مي شود. کسي که رسانه را در اختيار داشته باشد و خوب مديريت و هدايت نمايد، مي تواند نقش کنترل اجتماع را به آسان و سريع در جامعه ايفا نمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد، ايالات متحده آمريکاست." آمريکا هرگاه که عزم جنگي مي کند يا مي خواهد يکي از استراتژي هاي کلان خود را به اجرا درآورد، از هاليوود کمک مي گيرد. در چنين مواقعي زبان هنر و رسانه اي آمريکا به گونه اي مصلحتي ارزشي مي شود، يعني قائل به تفکيک حق و باطل يا خير و شر مي گردند. در چنين حالتي به بيننده و يا شنونده اينگونه القاء مي کند که بايد يکي را انتخاب کني. آمريکا هميشه خودش را در جناح حق مي داند. اگر کسي هم با او مخالفتي داشت در جناح شيطان، شر يا آنتاگونيست قرار مي گيرد و مي گويد چون ما قدرتمند و برحقيم، در قبال سرنوشت انسان هاي ديگر هم به شدت مسئوليم و نبايد بي تفاوت باشيم و وظيفه داريم نيروهاي سرکش و متمرد و تروريست را بر سر جاي خود بنشانيم. هاليوود در اين عرصه بسيار ياور و کمک کار آمريکا بوده وهست. مثلاً سينماي هاليوود در مورد ويتنام کمک هاي بزرگي به دولت آمريکا نمود تا افکار عمومي جامعه آمريکا را جهت ورود به جنگ آماده سازد." [1]

حال بايد بدانيم که اين تئوريسين هاي فرهنگي و سياسي که صاحبان رسانه هاي سينمايي هاليوود نيز هستند، چه کساني هستند و در صدد القاء چه چيزي هستند.

قبل از اينکه بخواهيم مبحث اسلام ستيزي را مطرح کنيم، لازم است که در آمدي بر عقايد صهيونيست ها در زدودن دين و رواج باورهاي غلط و خرافي در ميان افکار مردم، داشته باشيم.

هاليوود در جنگ سرد، روس ها را شر مطلق معرفي مي کرد. آمريکايي ها تا مدت ها حتي در فيلمهاي علمي، تخيلي و فضايي خود چهره شرور روسها را به تصوير مي کشيدند. با فروپاشي شر مطلق (روسها)، و با گسترش موج بيداري اسلامي، سمت گيري هاليوود بيشتر به سمت اسلام و مسلمانان تغيير جهت داد. همانطور که گفته شد مسلمانان در دهه هشتاد کمتر هدف سينماي هاليوود قرار مي گيرند، اما گام هاي پر شدتي که هاليوود با آغاز دهه 90 برداشت، گويا قرار است مسلمانان صريحاً جايگزين تابوي شر شوروي بشوند، چون از نظر منطق رسانه اي، شر مطلق از بين رفته و بايد شر ديگري جايگزين آن شود تا درام هاليوود شکل بگيرد. لذا فيلم هايي ساخته مي شود که در آنها انسان هايي با عقايد، آداب و ظاهر اسلامي هستند که منافع آمريکا را به خطر مي اندازند. چهره هاي اين انسان ها افرادي کريه المنظر، بي رحم و تروريست و از کشتن و کشته شدن خودشان ترسي ندارند، به تصوير کشيده مي شود.

شکي نيست که اتاق فکر هاليوود را تئوريسين هاي سياسي خط مي دهند، اينها هستند که با مباني سازي هاليوود را تشويق به ساخت فيلم هاي اسلام ستيزي مي نمايند. نظريات ساموئل هانتيگتون از جمله موراد است. هانتيگتون که زماني مشاور سياست خارجي کلينتون بود مقاله اي را تحت عنوان «مناسبات خارجي» در سال 1993 نوشت. اين مقاله با تشويق و پي گيري همکاران و موسسات آمريکايي کامل شد و در سال 1996 با عنوان کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازي نظم جهاني» منتشر گرديد. به گفته او اين موضوع يعني برخورد تمدن ها موجب جنگ ها و درگيري هاي جهان نوين پس از جنگ سرد خواهد شد. در اين کتاب تمدن هاي معروف و مهم را بر مي شمارد و به گفته سنک سومباس از فلوريدا استناد مي نمايد که نهايتاً رويارويي اصلي بين دو تمدن اسلام و غرب است و هانتيگتون آشکارا مطرح مي سازد که غرب نبايد درباره بنيادگراهاي اسلامي نگران باشد، بلکه بايد درباره خود اسلام نگران باشد. اين نظريه که به آرامي از گردونه بحث ها داشت خارج مي شد، با حوادث 11 سپتامبر مجدداً توجه بسياري را به خود جلب کرد بعضي معتقد بودند، آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، تاييديه و شاهدي بر نظريه هانتيگتون شد. لذا اين ديدگاه دستمايه هاليوود شد و فيلمي که بنام «ترميناتور 2» ساخته شد. در اين فيلم نيروهاي خير بر ماشين ها که شر بودند غلبه پيدا کردند. همين مضمون در فيلم «دروغ هاي حقيقي» تکرار مي شود اما اين بار به جاي ماشين ها، مسلمانان نيروي شر هستند که در مقابل آرنولد قهرمان اصلي فيلم قرار مي گيرند. در اين جا نيروهاي شر و تروريست کسي جز مسلمانان نيستند.

هاليوود در انحصار صهيونيسم:

اين مقدمه که صنعت سينماي هاليوود امروزه، در انحصار بزرگان يهود است، نيازي به اثبات مجدد ندارد و به قدري اين موضوع روشن است که جمله معروفي در اين زميه نكته جالب توجه اينكه، يكي از مجلات‏ صهيونيست‏ها به نام مومنت(Moment)در شماره اوت سال 1996 خود تحت عنوان«يهوديان هاليوود را اداره مي‏كنند، خوب كه چي؟»، به حقيقت اين مطلب اقرار نموده و فعاليت يهوديان را درمطبوعات به گونه‏اي توجيه كرد.[2] لذا اطاله کلام نمي کنيم و به موضوعهايي که مورد توجه سينماگران يهودي است مي پردازيم.

" با مرور اجمالي"پروتكل‏هاي جهاني يهود"به‏ سهولت مي‏توان دريافت كه صهيونيسم بين الملل به هدفي كمتر از تصاحب كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نمي‏انديشد و براي نيل به اين مقصود، ترويج خرافات ديني را بعنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است. سوء استفاده از برخي‏ فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق‏ فيلم‏هاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم‏ بين الملل قرار داشته و همين امر حجم گسترده‏اي از فيلم‏هاي‏ ظاهرا ديني(ولي در باطن خرافي)را در تاريخ سينماي جهان پديد آورده است."[3]

مقصود از "خرافات ديني" شوائبي است كه آدمي بر مبناي تخيل‏ نفس اماره به ساحت لايزال دين منتسب مي‏دارد و اين شوائب‏ خيالي را عين حقيقت مي‏انگارد. حال آنكه دين، جلوه‏اي از حقيقت رحمان است و خرافات، زاييده مكايد شيطان. همواره در كنار هر اعجاز موسايي، سامري‏ به ساحري بر مي خيزد و ادعاي معجزه مي كند. امروزه براي‏ صهيونيسم، هيچ ساحري برتر از سينما و هيچ سحري مهيب‏تر از خرافات ديني نمي‏تواند مفيد باشد.

خرافات ديني يهود متكي بر چند ركن است. ركن اول: نگاه خرافي يهود نسبت به مفهوم شيطان. بر اساس اين‏ نگرش، شيطان مفهومي اهريمني است كه با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم مي‏كند و با كمك پيروانش‏ نسل آدمي را در معرض نابودي قرار مي‏دهد .در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را اينگونه ترسيم کرده اند، انسان‏ بي‏پناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ امدادي از جانب پروردگار به او نمي‏رسد. در اين مهلكه، اراده‏ خود او يا انسان‏هاي ديگر تنها سرمايه‏اي است كه مي‏تواند به آن‏ اميدوار باشد. "اين باور خرافي و كودكانه تا كنون دستمايه آثار سينمايي متعددي‏ قرار گرفته كه فيلم‏هايي نظير:"جن گير"،"طالع نحس"،"پايان‏ روزگار"و"وكيل مدافع شيطان"از آن جمله‏اند. "[4]

از ديگر خرافه‏هاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته: "افسانه آخر الزمان" و پيشگويي‏هاي مربوط به آن است كه در فيلم‏هايي نظير: "نوستراداموس"، "آرماگدون" و "روز استقلال" ردپايي از آن‏ مي‏توان يافت. بر اساس اين افسانه، فاجعه‏اي عظيم حيات بشري‏ را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي‏ از زمين به وقوع خواهد پيوست. وسعت فاجعه آن قدر است كه‏ انسان‏ها از مقابله با آن در مي‏مانند و نااميدانه به هوشمندترين و شجاع‏ترين نژاد بشري(يعني آمريكايي‏ها) پناه مي‏برند!

"مهمترين تأثير اين گروه از فيلم‏هاي خرافي آن است كه حس‏ اعتماد به نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود مي‏سازد و همزمان اعتماد و انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را (كه به زعم‏ اين فيلم‏ها آمريكاييان و يهوديان هستند) ترويج مي‏نمايد. در صورت مشاهده مكرر اين قبيل فيلم‏هاي خرافي،مردم جهان سوم‏ ظاهرا به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين الملل حق مي‏دهند كه‏ چند صباحي در اين عالم فاني حكومت و سروري كنند! زيرا وقتي‏ فاجعه عظمي بروز كند، همين‏ها هستند كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسان را از خطر نابودي برهانند!"[5]

با پرداختن به موضوع آخرالزمان ترسيم مغرضانه از پيروان شيطان، کشورهاي مشرق زمين و اسلامي را در اين گونه فيلم ها به عنوان آنتاگونيست معرفي مي کنند. يعني شيطان از کشورهاي اسلامي برمي خيزد و نيمه غربي عالم را مورد تاخت و تاز خود و يارانش قرار مي دهد. به عنوان نمونه فيلم «جن گير» به گونه اي ساخته مي شود که اسلام يک هيولاي باستاني ماقبل تاريخ است. در اين فيلم، در خرابه هاي نينواي عراق گروهي باستان شناس مشغول حفاري هستند که با صداي اذان شروع مي شود -وقت غروب از نظر مسيحيان وقت شيطاني است- ناگهان يک مقبره باستاني باز مي شود و مجسمه شيطان آشور بيرون مي آيد، گويا روح شيطان که در وقت غروب و همزمان با صداي اذان از يک کشور اسلامي برخاست، به شهر جورج تاون در آمريکا مي رود و در کالبد يک دختر آمريکايي حلول کرده و او را به يک هيولا تبديل مي کند و اين دختر هم دست به جنايت هاي متعدد مي زند. برخي مواقع هاليوود ارزش هاي اسلامي را به صورت ظريف به نفع خودش مصادره مي کند و از آن خود مي داند. مثلاً در فيلم گلادياتور ژنرال «ماکسيموس» به صورت يک قديس و انساني ارزش گرا و اخلاقي و خانواده دوست ظاهر مي شود، اين شخص ريش دار ضد فساد است و به دنبال شهادت و عدالت طلبي است.

"خرافه ديگري كه صهيونيست‏ها آن را در قالب سينمايي مصادره به مطلوب كرده‏اند، مسئله «ظهور ناجي» و «سفر به سرزمين موعود» است. اما ناجي اين قبيل فيلم‏ها نه آن منجي است كه بشريت در انتظار اوست."[6]

حال اين قالبهاي ارائه شده را همراه با نظريه هاي نظريه پردازاني چون فوکوياما، هانتينگتون و برنارد لوئيس که اسلام را به عنوان عامل خشونت و شر معرفي مي کنند، در کنار يکديگر قرار مي دهيم. نتيجه ساده است، فيلم هايي نظير «هري پاتر» و «ارباب حلقه ها» که تقابل خير و شر را نشان مي دهند، ساخته مي شود. و يا فيلم هايي که سعي در اثبات يک قوم به عنوان خير و نژادي ديگر به عنوان شر هستند، اکران مي شوند. "صهيونيستها براي ترويج افکار و ايده هايشان سرمايه گذاري زيادي کرده اند. مثلاً در دهه 50 رژيم صهيونيستي ميليون ها دلار خرج کرد تا فيلم هايي همچون ده فرمان و بن هور ساخته شد. تا بتواند به نوعي حضور نامشروع اسرائيل در فلسطين اشغالي را توجيه کند."[7]

اما شيوه هاي تقابل هاليوود با اسلام، شامل موارد ديگري نيز مي شود که به طور خلاصه به هر کدام از آنها اشاره مي کنيم.

1-    تبليغ عرفان هاي سکولار و بدون خداي شرقي که به نوعي انحراف از مسير خداي واقعي است.

2-    تهاجم فرهنگي و مقابله با مسلمانان با ترويج ارزشهاي مادي گرايانه مثل انحرافات جنسي، خشونت و جادوگري و...

3-    بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن مسلمانان در فيلم هايي همچون محاصره و دروغهاي حقيقي.

4-  برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها در تمام عرصه ها و تحقير اديان اسلام و مسيحي مثل فيلم دختر راهبه و يا فيلم هايي که عليه مسلمانان مي سازند مثل فيلم کشتي هاي بلند، ماه، سحر و هديه.

5-  تبليغ چهره اي اهريمني از مسلمانان و سست کردن آنان در باورهاي خود و تزلزل نسبت به تظاهرات ديني و شعائر مذهبي و از همه مهمتر، هويت اسلامي شان.

6-  استفاده از تصاوير مسلمانان در فيلمهاي طنز و خنده دار، فيلمي به نام «دنبال کمدي در دنياي مسلمانان» ساخته البرت بروکز به نوعي توهين به مسلمانان بود.

"روي هم رفته هاليوود عمدتاً مسلمانان را عرب معرفي مي کند، حال آن که حدود 15درصد مسلمانان عرب هستند. تصوير ارائه شده از مسلمانان در سينماي هاليوود مشخصاً به سه دوره تقسيم مي گردد:

از ابتداي تاسيس هاليوود تا شکل گيري دولت صهيونيستي؛ در اين دوره سينماي هاليوود، مسلمانان را عمدتاً به صورت انسان هاي غير متمدن، بدوي و احمق معرفي مي کند.

از زمان شکل گيري دولت صهيونيستي تا ظهور انقلاب اسلامي؛ در اين دوره علاوه بر تصوير دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسان هاي غارتگر و و حشي نشان مي دهد که يا پولداراني احمقند و يا قدرتمنداني بي رحم که به کسي ترحم نمي کنند.

از ظهور انقلاب اسلامي به بعد بويژه پس از يازده سپتامبر؛ در اين دوره هم علاوه بر تصويرهاي اول و دوم، شخصيت مسلمانان را عمدتاً به صورت خشک مقدس، متنفر از يهود و مسيحيت و تروريست نشان مي دهند. زنان عرب را هم به صورت رقاصه، جادوگر، جنسي زبون و ذليل در فيلم هايشان به تصوير مي کشند."[8]


 


[1] قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص102

[2] ميرلوحي، سيدهاشم، آمريکا بدون نقاب، ص 119

[3] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص11

[4] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص12

[5] همان

[6] همان

[7]  قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص104

[8]   قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص108

 

http://www.isu.ac.ir/Farsi/Academics/CultureCommunications/Books/Dawat/data/nashriye%20design/maghalat(javad).htm

محمد جواد رمضاني
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت   توسط رمضاني  | 

فرصتي مناسب براي گرد هم آمدن وبلاگ هاي ضد صهيون و فعال در عرصه مقاومت اسلامي

شماره تماس دبيرخانه: 22088571

سايت دبيرخانه: www.s-q.ir


+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت   توسط رمضاني  | 

www.s-q.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

نخستین جشنوراه بین المللی جایزه بزرگ مقاومت اسلامی  
1387/12/12
نخستین جشنوراه بین المللی جایزه بزرگ مقاومت اسلامی آغاز به کار کرد

نخستین جشنوراه بین المللی " جایزه بزرگ مقاومت  اسلامی " صبح قریب و موسسه بین المللی فرزندان روح الله با مشارکت کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین  ( نهاد ریاست جمهوری ) بنیاد شهید و امور ایثارگران ، شهرداری تهران ، ستاد قدس و انتفاضه شواری هماهنگی تبلیغات اسلامی ، سازمان صدا و سیما ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و خبرگزاری قدس ( قدسنا) امروز رسما فعالیت خود را آغاز  کرد.
آیت الله اختری مشاورعالی مقام معظم رهبری در امور بین الملل و رئیس نخستین جشنواره بین الملی جایزه بزرگ مقاومت درنشست خبری این جشنواره ، بزرگداشت رو حیه مقاومت در جامعه اسلامی را از مهمترین دلایل برگزاری جشنواره جایزه بزرگ مقاومت عنوان کرد .
به گزارش خبرنگار خبرگزاری قدس (قدسنا) آیت الله اختری با اشاره به پیروزهای  مقاومت اسلامی در منطقه افزود :  در چند سال اخیر جنبش مقاومت اسلامی  در تداو م پیروزی انقلاب اسلامی ایران در برابر رژیم طاغوت واستکبار جهانی  رشد چشمگیر و دستاوردهای زیادی را به همراه داشته است  به ویژه اینکه با پیروزی  افتخار آمیز و غرور افرین  ملت لبنان  در برابر تجاوز جنایتکارانه اسرائیل به لبنان ، مقاومت اسلامی توانست بالندگی ، رشد ، عظمت ، شجاعت و قدرت خویش  را به نمایش بگذارد و برای اولین بار در تاریخ رویا رویی با جنایتکاران صهیونیسم شکست بسیار بزرگی را به آنها وارد کند و درسی فراموش ناشدنی را به صهیونیستهای جنایتکار بدهد .
وی در ادامه افزود :اسرائیل جنایتکار در طول 60 سال عمر ننگین خود  هر زمان و به هر گونه که می خواست به کشورهای عربی و اسلامی حمله می کرد و هر بار هم با پیشرویهایی که  با کمک دشمنان ملت عرب و اسلام و در راس آن انگلیس و امریکا انجام می داد خود را پیروز می دانست و هر روز هم به جنایات خود ادامه می داد تا اینکه به برکت  پیروزی انقلاب اسلامی حرکت مقاومت و ایستادگی در منطقه شکل گرفت و ما شاهد پیروزهای متعدد از مقاومت اسلامی لبنان بودیم ، که در نهایت  در تجاوز 22 روزه رژیم صهیونیستی ، ملت مظلوم غزه و جنبش مقاومت اسلامی حماس توانست افتخار امیز علیه اسرائیل ایستادگی کند و پیروز میدان باشد و بار دیگر اسرائیل شکست مفتضحانه دیگری را هم تحمل کرد.
آیت الله اختری  بحران کنونی رژیم صهیونیستی را برگرفته از مقاومت و ایستادگی ملت فلسطین دانست و گفت :  موج پیروزیهای مردم  فلسطن است که لرزه بر پیکره جنایتکاران اسرائیل و کاخ های موهون و پوچ قدرت طلبی و جنایتکاران اسرائیل انداخت و ما امروز  شاهد یم اسرائیلی ها در بدترین شرایط  سیاسی  نظامی و اقتصادی و اجتماعی به سر می برند و چنان اختلاف و دگرگونی در میان  جنایتکاران اسرائیلی بوجود آمده است که امروز در همه جا این مسئله مطرح است .
وی ادامه داد : مردم ایران همگام با همه ملتهای جهان ، این پیروزی ها  راجشن گرفتند و در ایام مقاومت هم در کنار مردم فلسطین ایستادند و از مقاومت حمایت کردند و ما در راستای   حمایتهای مجموعه نهاد های مردمی در ایران برای تجلیل  از مقاومت و مقاومان و حامیان مقاومت  تصمیم به برگزاری این جشنواره گرفتیم.
رئیس نخستین جشنواره بین الملی جایزه بزرگ مقاومت در ادامه در تشریح چگونگی برگزاری جشنواره افزود : جشنواره جایزه بزرگ مقاومت در فراخوانی در 15 فروردین سال 88 با دعوت از فرهیختگان و اندیشمندان در کشورهای مختلف جهان و علاقمندان و دوستداران مقاومت آغاز به کار خواهد کرد و این افراد  تا 31 تیرماه فرصت دارند آثار خود را برای این جشنواره ارسال نمایند که در این مدت گروهی متشکل از کارشناسان و اساتید با بررسی و ارزیابی آثار در زمینه های مختلف  ، برترین ها  را مشخص می کنند و در نهایت در 23 مردادماه از همه این افراد با اهداء جوایزی تقدیر خواهد شد.
اختری در ادامه به زمینه های مختلف این جشنواره اشاره کرد و گفت : شرکت کنندگان در این جشنواره در 5 زمینه می تواند آثار خود را برای ما ارسال کنند :
1- در زمینه علمی  شامل کتاب و مقالات پایان نامه ها کارشناسی ارشد و دکتری ، 2- در زمینه ادبی شامل شعر داستانهای کوتاه و بلند و قطعات ادبی، 3 –  در زمینه رسانه ای در حوزه رسانه های سمعی بصری شامل فیلم کوتاه ، فیلم بلند (سینمایی) ، نماهنگهای دیداری و شنیداری ودر حوزه رسانه های دیجیتال شامل نرم افزارهای رایانه ای و تلفن همراه ، سایت ها و وبلاگهای تخصصی و بازیهای رایانه ای ، 4- در زمینه هنری شامل عکس ، پوستر و طرح های گرافیکی و سه بعدی ، هنرهای تجسمی ف سرودها و نغمه های مقاومت و در بخش پنجم وبخش ویژه این جشنواره هم تجلیل از فعالان عرصه مقاومت اسلامی ، شبکه های تلویزیونی ، ماهواره ای ، روزنامه های برتر در حوزه مقاومت اسلامی و بخش روباتیک در دو سطح دانش اموزی و دانشجویی را خواهیم داشت .
مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور بین الملل از موسسه بین المللی فرزندان روح الله ، صدا و سیما ، معاونت پژوهشی  وارتباطات فرهنگی بنیاد شهید ،  کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین نهاد ریاست جمهوری ،  ستاد مرکزی قدس و انتفاضه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ، معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری ،  تهران حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران  و خبرگزاری قدس  به عنوان  نهادهای همکار در این جشنواره نام برد و از مشارکت  نهادها و سازمانهای دیگر  در این جشنواره استقبال نمود  .
وی در پایان گفت : امیدواریم که  این حرکت به عنوان جهادی آرام ، مقدس و منطقی  در ریشه دار کردن مقاومت و امیدوارتر نمودن مظلومان و ستمدیدگان در دنیا و همچنین  مردم فلسطین برای تداوم مقاومت اثرات خوبی  داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

مسيحيت افراطي دانمارک درصدد است شنبه‌ي آينده (21 فوريه 2009) در ميدان بزرگي در کپنهاگ، پايتخت دانمارک، بخاطر تحريم کالاهاي دانمارکي از سوي مسلمانان، قرآن کريم را آتش بزند.

برخي از شرکت‌هاي غذايي مشهور مانند مرغ سوخاري کنتاکي، مک دونالدز، هارديس، برگر کينگ، ‌پيتزا هات، و استرباکس تصميم گرفته‌‌اند تا محصولات دانمارکي را خريداري کنند تا زيان‌هاي آن‌ها را جبران کنند. اين زيان‌ها 2 تا 4 ميليارد يورو برآورد شده است که در صورت ادامه‌ي تحريم، تا چند ماه آينده به 80 ميليارد يورو خواهد رسيد.

خبر فوق را در هيچ منبع و سايت فارسي نيافتم ولي مي‌توانيد اشاراتي از آن را در اتصالات زير پيدا کنيد که البته در آن‌ها هم به منابع خبري مهمي ارجاع داده نشده است:

http://www.qatarliving.com/taxonomy/term/4104

http://www.defence.pk/forums/world-affairs/15670-boycott-denmark-israel-products.html

http://www.turntoislam.com/forum/showthread.php?p=297544

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

به مناطق سبز رنگ دقت كنيد:


سال به سال اين مناطق كوچكتر مي شوند و صداي كسي در اين ميان بلند نيست كه به چه حقي به خانه هاي مسلمانان حمله مي كنيد و از خون آنان براي خود شهرك مي سازيد!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت   توسط رمضاني  | 


      


پیغمبران فص ّ سلیمانی فرنگ !

آموزه ی هزاره تان جنگ بود و جنگ


انجیلیانِ رومیِ تلمود در بغل !

بر خوان شام آخرتان خمر و خون و بنگ !


27zwz7o.jpg

از وادی كدام شب كفر می رسید؟

با صد كرور لوحه ی مغلوط تان به چنگ



از دور بعد رستمِ ما نیز می رسد

هركول های كوكی ! هان اندكی درنگ

 



نخجیرگاهِ شرقی تان گور می شود

فرعون های فربه ! تیمورهای لنگ !



 

این دیو را به كشتن ما گرم كرده اند  کشتن فجیع یک فلسطینی (عکس )

کشتن فجیع یک فلسطینی (عکس )

ما بندگانِ منگِ خدایانِ هفت رنگ

کشتن فجیع یک فلسطینی (عکس )


gunmen.jpg




خوابیم و پنجه بر رخ مهتاب می كشد


گیرم عبث ـ به ناخن پولاد این پلنگ



پیران مان نشسته به امید و كودكان

4455887.jpg

در جنگِ نابرابرِ آیینه اند و سنگ غزه



كو كاوه ای كه بیرقِ طوفان عَلَم كند


غزه می‌سوزد و ما مسكوتیم

اسكندرانه در شبِ ضحّاكی فرنگ ؟

 





شاعر لمیده است و غزل ساز می كند

در وصف خطّ و خالِ ظریفانِ شوخ و شنگ

غزه


 


كار از قلم نمی رود ، آری نمی رود

 حالی تو غیرتی كن ، معشوق من! تفنگ

story.jpg

http://hmsepehr.blogfa.com

برگرفته از وبلاگ http://hmsepehr.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت   توسط رمضاني  | 


این سوال واقعاً جدی است و البته بارها در وبلاگ به آن اشاره شده است. غزه این روزها در محاصره اسرائیلی هاست یا اینکه کشورهای عربی خود پاره ای از تن اسلام را به دندان گرگ سپرده اند؟
نظرسنجی که اخبار صدا وسیما اعلام کرد واقعاً تکان دهنده بود. وقتی خود فلسطینی ها دست اعراب را در این محاصره و این فاجعه انسانی در کار می بینند چه توقعی باید از جامعه کفر داشت؟ به قول استادم مبارزه با یهودیان توفیق می خواهد که خداوند آن را به این قوم سفیه هرگز نمی دهد. وقتی سران فتح و حماس به جان هم افتاده اند و محمود عباس بی شرمانه جوخه های کماندویی که باید از مردم دفاع کنند را برای ترور نیروهای حماس عازم می کند، وقتی القاعده و طالبان که دعوی مبارزه با کفر را داشتند به جای عملیات نظامی بر علیه آمریکا در عراق و یا اسرائیل ، کودکان و زنان شیعیان را مظلومانه شهید می کنند می توان فهمید که توفیق مبارزه با باطل به هر کسی داده نمی شود.
کسی می تواند مبارزه کند که دشمن را از دوست تشخیص داده باشد و در مسیری باشد که خداوند خواسته باشد. امید که این توفیق از ما گرفته نشود.
یا علی
 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت   توسط رمضاني  | 

در قسمت اول به احادیث و آیاتی اشاره کردیم که در مورد نقش ایرانیان در آخرالزمان پیشگویی کرده بودند. حال به اهمیت و جایگاه اندیشه مهدویت در نهضت انقلاب اسلامی می پردازیم.

حرکت امام خميني در خرداد سال 1342 به نوعي جرقه اي براي اشتعال حرکت و جوشش مردم به شمار مي آيد. با پيش فرض اينکه اين قوم بايد در شرايط جهاني معادلات را تغيير دهد، حرکت از اعتراض به زير سلطه بيگانگان رفتن و نپذيرفتن ظلم آغاز مي گردد. اين قيام خونين برکاتي را به همراه خود دارد از جمله تربيت تعداد زيادي از نخبگان در مکتب امام خميني و زمينه سازي براي نهضت انقلاب اسلامي ايران. مبارزه ايرانيان با استضعاف قومي و زير سلطه بودن ريشه در تاريخ فتح ايران دارد. هنگامي که سرداران اسلام در زمان خلفا ايران را فتح کردند، بدرفتاري و تحقير در صدر سياست هاي برخوردي با اين قوم قرار گرفت. در حالي که حضرت علي (ع) برخلاف پيشينيان متهم به اين مي شوند که چرا اينقدر به ايرانيان اهميت مي دهند و آن ها را در حکومت وارد مي کنند و براي آنها ارزش قائل مي شوند. اين انقلاب خط بطلاني بر انديشه هاي انتظار غيرفعال نيز کشيد. حضرت امام با بيداري خاصي انديشه هايي را که معتقد بودند جريان انتظار فرج، غير فعال است و بايد تنها خود را نجات داد مبارزه کردند. عده ای مي گفتند هر حکومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حکومت باطل است و يا کساني که مي گفتند بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد و ما نبايد امر و نهي کنيم و يا اينکه در گوشه اي بنشينيم و عبادت کنيم و سعي کنيم خود را حفظ کنيم و جامعه را رها کنيم. (صحيفه نور،جلد21، ص13-15) اين انديشه درباره انتظار، در وضع رکود جامعه شيعه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، اوج گرفت. بسياري از علماي بزرگ نيز چنين مي انديشيدند. اما پيروزي انقلاب اسلامي، روشن گري روحانيان آگاه بويژه امام خميني درباره آسيب هاي فرساينده اين انديشه تاريک، موجب شد که اين پندار از حوزه تفکر شيعه بيرون رود و نفوذ آن پايان يابد.

با گسترش دامنه نهضت اسلامي و آغاز انقلاب اسلامي تحولات اساسي در فضاي ايران شکل گرفت که از جنبه هاي گوناگون به حوزه مهدويت در نگاه تمدني مرتبط است.

موضوع اول ولايت پذيري است: ما در حال تمرين ولايت‌پذيري هستيم، بلاهايي که در طول تاريخ براي ما پيش مي‌آيد، تمرين ولايت پذيري است. اگر قرار است در انقلاب ما، مردم در آزمون ولايت‌پذيري سرافراز بيرون بيايند، زماني که امام خميني (ره) قيام کردند ما هنوز به عنوان ولايت‌پذيري نمي‌شناختيم. با امام ولايت شناخته شد. آن زمان که به تاريخ اثبات شود که ما ولايت‌پذير هستيم، مشخص مي‌شود که شايسته‌ي ولايت و رهبري امام زمان (عج) هستيم. چرا که مهمترين موضوعي که بايد مطرح شود موضوع ولايت‌پذيري ما است. قيام و جنگ و ... مسائل فرعي است. ساز و کاري که در بطن زندگي فردي و رشد شخصي خود ما انسانها نهاده شده به اين گونه است که هر موضوعي که در زندگي و حيات مطرح مي‌شود، عبث و بيهوده نيست. بلکه داراي فلسفه است. دستور اطاعت از والدين ولو که بي‌سواد و يا کافر باشد. تنها در صورتي حق تبعيت از او را نداري که مخالف امر الهي دستور دهد.

موضوع دوم پيوند ميان علم و دين است. تا ساليان درازي دين در اروپا مانعي در برابر علم مطرح مي شد و علماي ديني صرفاً به دانش هاي محدود گذشته تکيه مي کردند و در جهان معاصر و بعد از انقلاب صنعتي دين را کنارگذاشته و علم را جايگزين آن کردند. از جمله برکات انقلاب اسلامي مطرح شدن پيوند ميان دين و علم است که در اين حوزه تحولي اساسي در مباحثي مثل دين و ارتباطات، دين و فرهنگ و در مجموع علوم انساني رخ داده است که اين مقوله بازگشتي است به احاديثي که بر پيوند ميان اين دو تأکيد دارند. زماني امور اصلاح خواهد شد که افراد ديندار و با نگرش ديني سعي کنند مباني علمي را حل کنند.

موضوع سوم مطرح شدن انقلاب اسلامي به عنوان يک قطب جديد در مقابل مکاتب ليبراليسم و کمونيسم است. در حالي که تمام جهان را در دو جبهه قرار مي دادند و بر اساس آن سعي داشتند تا انديشه هاي ناقص بشري را بر زندگي مردم حاکم کنند، انقلاب اسلامي ايدئولوژي جديدي را به همراه آورد که در برابر ساير مکاتب ايستاد و در دنيا به عنوان يک حرکت داراي مباني فکري و عقيدتي محکم و برگرفته از کلام وحي و آفريدگار هستي شناخته شد.

موضوع چهارم عدالت طلبي است. تفاوت ما در مسئله انتظار فرج در مسئله عدالت اجتماعي ايفاء نقش کرده است. در کنار معناي منفي انتظار معناي مثبت انتظار در تمام هزار سال گذشته برخي از شيعيان به عنوان منتظران عدالت و معترضين به تمام حکومت هاي موجود در جهان بودند يعني به تمام حکومت ها مي گويند شما را قبول نداريم.

روايتي نيز مي گويد «هر پرچمي قبل از حضرت بالا رود باطل و محکوم به شکست است.» و امام در صحبت خود مي گويد که ما اين روايت را 100% قبول داريم و هيچ کس نمي تواند پرچم مهدويت را قبل از حضرت مهدي (عج) بلند کند. يعني هر کس قبل از ايشان ادعاي مهدويت  و ادعاي عدل مطلق جهاني کند حرف بي ربطي زده است اما نه به اين معنا که هيچ کس نبايد اصلاً پرچم عدالت و مبارزه را بالا ببرد و اين حرف اصلاً معنا ندارد. امام در مورد سوءاستفاده فرد از عدالت ازعقيدة انتظار و مهدويت و تحريک مسئله انتظار فرج خيلي صريح موضع مي گيرند. که اين مطالب را در جاهاي مختلف بيان فرموده اند. (رحيم پور ازغدي، 1386، دانشگاه امام صادق (ع)).

اين جمله  خطاب به کساني است که توجيه مذهبي به نفع بی عدالتي مي کردند «يک عده آخوندهاي مزدور حکومتي و درباري و دين به دنيا بفروش اند و يک عده هم عافيت طالبان  ترسويي که براي فرار از جهاد و شهادت کلاه شرعي درست مي کنند و دينداري بي خطري مي خواهند. مثلا قرآن بيان مي کند فردي به پيامبر گفت من به جنگ با روميان نمي آيم چرا که آنجا دختران زيبارويي هستند و من مي ترسم چشمم به اين ها بخورد و گناه کنم. (همان)

موضوع آخر بحث مقدمه سازي براي ظهور است. انقلاب اسلامي را مي توان به عنواني حرکتي در راستاي ظهور دانست. روايات نيز اين مطلب را تاييد مي کنند که ايرانيان قيام مي کنند و قيام آنها به قيام حضرت مهدي (عج) متصل مي شود انشاء الله. نکته اصلي قابل تأمل اين مطلب است که ما به سمت ظهور مي رويم. به سمت آينده در حرکت هستيم ولي آينده سازي متناسب با ميل خود انجام نمي دهيم. اين تفاوتي است که در ديدگاه انتظار شيعه با اوانجليست ها و يهودياني که منتظر موعود خود هستند وجود دارد. شيعه بايد هر لحظه منتظر باشد که ظهور اتفاق بيفتد نه اينکه آن را در آينده بپندارد. در روايت داريم که ظهور امام زمان بغتهً است (بحارالانوار، ج24، ص164). يعني در لحظه‌اي که «من حيث لايحتسب» (قرآن کريم، طلاق، 3) است و هيچ کس احتمال آن را نمي‌دهد اتفاق مي‌افتد. فکر نکنيم که ما در حال برنامه‌ريزي هستيم و امکان ندارد که امام مثلاً زودتر از 5 سال ديگر ظهور کنند. اکنون مسيحيان و ساير منتظران موعودهاي اديان تاريخ تعيين مي‌کنند و مي‌گويند مثلاً در 2009 يا 2010 آرماگدون اتفاق مي‌افتد و براي رسيدن به آن تاريخ برنامه‌ريزي مي‌کنند و الان هم انتظار ندارند اين اتفاق بيفتد ولي ما همين الان بايد توقع داشته باشيم. اگر ما فريب تعيين تاريخ آن‌ها يا تعيين تاريخ خودمان را بخوريم دچار مشکل مي‌شويم.

انقلاب اسلامي با حرکت خود نه تنها در ايران بلکه در جهان تأثيري عميق در حوزه مهدويت گذاشت. مسئله اي که به نام انتفاضه و مقاومت در فلسطين و لبنان مطرح مي شود و يا در ساير کشورها در مقابل حاکميت ظالم ايستادگي مي کنند حقيقتي است که تا حد زيادي نشأت گرفته از پيام انقلاب اسلامي ايران است. مباني حق طلبي و عدالت خواهي، آزادي، تمسک به اسلام و قرآن و حفظ عزت مسلمين همه از جمله پيامدهاي گرانقدر انقلاب اسلامي است که ساير ملت ها از آنها به عنوان متد و روش مبارزه و هدف نهايي استفاده مي کنند.

فضاي آخرالزماني جهان امروز به گونه اي است که بايد انديشه مهدويت را پخته تر و پرداخته تر مطرح نماييم و آن را تبليغ و ترويج کنيم تا مقدمه اي باشد براي تعجيل در ظهور امام عصر (عج).

 محمد جواد رمضانی 

 منابع:

1.      مجلسي، محمد باقربن محمدتقي،‌، بحارالانوار، مصحح محمد باقر بهبودي، وزارت ارشاد اسلامي، تهران،1361

2.      کوراني، علي. ترجمه مهدي حقي. عصرظهور، چاپ و نشر بين الملل، تهران،1386

3.      طباطبائي،‌محمد‌حسين،‌ ‌الميزان في تفسيرالقرآن، ‌ترجمه محمد باقر موسوي‌همداني،‌ ‌‌انتشارات‌ محمدي، تهران، 1362

4.      سليمان،‌ کامل، يوم‌الخلاص (روزگار رهايي)، ترجمه علي اکبرمهدي‌پور، نشر آفاق، تهران،1381

5.      خميني، روح اله، صحيفه امام، مجموعه آثار امام‌خميني(ره)، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، تهران، 1378

6.      صمدي، قنبرعلي، نقش مردم در تعجيل ظهور، مشرق موعود، سال اول، شماره چهارم، زمستان 1386

7.      رحيم پور ازغدي، مهدويت در انديشه امام خميني، مرکز دانشجويي مطالعات راهبردي مهدويت، دانشگاه امام صادق، تهران، 1386

8.      همايون، محمد هادي، مهدويت و تمدن جهاني اسلام، مرکز تحقيقات دانشگاه امام صادق، تهران، 1384

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت   توسط رمضاني  |